مطالب آموزشی



تغییر وحذفیات درکتب قرآن وپیامهای آسمان پایه نهم

  همکاران گرانقدر ! باتوجه به اینکه درچاپ جدید کتب قرآن وپیامهای آسمان نسبت به سال گذشته ۹۴تغییراتی صورت گرفته لذا این تغییرات که توسط همکاران عزیزکشوری تهیه شده جهت اطلاع درسایت بارگذاری گردیده است

 

r

 

 

۷۶

 

 

 

 

 

 

 


“پاورپوینت آموزشی”

پاور پوینت های آموزشی (کاری از همکار محترم آقای محمدرضا شیردلی) جهت استفاده همکاران گرانقدر

hk

7png

 


“ضمیمه پیام های آسمانی ویژه اهل سنت به همراه حذفیات کتب پیام ها”

باسلام  کتب ضمیمه پیام های آسمانی ویژه اهل سنت( هفتم وهشتم )

روی تصویرکتابها کلیک بفرمایید

C119-1C105-2

 

22

 

حذفیات پیام آسمانی پایه هفتم

1)درس هشتم:مبحث راه شناخت تکالیف دینی وتقلیدازمجتهد صفحه95

وفعالیت کلاسی صفحه96وسئوال3و4فعالیت خودت را امتحان کن
 

2) درس نهم:ازابتدای مطهرات تاپایان صفحه104
 

3) درس دهم: مبحث واجبات نماز ازصفحه110 تا صفحه113وسئوال 1 فعالیت خودت را امتحان کن
 

4)درس یازدهم:ازابتدای مبحث قطره در دریا تاابتدای غسل جمعه

حذفیات  پیام آسمانی پایه هشتم

1)کل درس چهارم(پیوند جاویدان)و درس پنجم(روزی که اسلام کامل شد)

2) درس ششم :مبحث شرایط نماز صحیح ازصفحه54تا56،فعالیت کلاسی صفحه56       وسئوال 2و3فعالیت خودت را امتحان کن صفحه 57

3) درس هفتم: ازابتدای مبطلا ت روزه از صفحه62 تا63 وسئوال4 فعالیت خودت راامتحان کن

 



“پاورپوینت ارتباط طولی قرآن وپیام های آسمان”

بررسی ارتباط طولی محتوای کتب قرآن ومعارف اسلامی سه پایه متوسطه  اول

کاری از گروههای آموزشی شهرتهران

 

15

 

ertebattouli-payamhayasman

 

 

 


“پاورپوینت نکات مهم درآموزش قرآن”

نکات مهم درآموزش قرآن نهم  کاری ازخانم جهان شیر جهت استفاده دبیران محترم

 

 

0_025597001341925150_jazzaab_ir

 

nokate mohem qurane9


“سوالات داخل متن پیام های آسمان پایه نهم”

باسلام واحترام .سوالاتی که ارائه می گرددحاصل زحمات یکی از همکارانمان سرکارخانم بیدختی ازاستان خراسان رضوی می باشد که به تفکیک درس دراختیارهمکاران محترم قرارمی گیرد روی هرموردکلیک بفرمایید

 

darse 1 payam9

 

0_369883001341925151_jazzaab_ir

darse2 payam9

 

www_roozgozar_com-2128

darse 3 payam9

 

 

www_roozgozar_com-2128

darse 4 payam9

 

www_roozgozar_com-2128

darse5 payam9


بروشورارزشیابی درس پیام های آسمان

بروشورارزشیابی پیام های آسمان کاری ازهمکارانمان درپایگاه کیفیت بخشی استان سمنان

 

22



پیش بینی های قرآن

پيش بينی شناخته شدن آيات قرآن در آيندهsanorihem-ayatena-fosselat53

«آيات خـود را در دوردست هـا و در درون خـودشان به آنها نشان خواهيم داد تا جائـيـکـه بـرای آنـهـا روشن شود که اين قرآن حق است».

آيه پيش بينی می کند که انـسـان بـه شـنـاخـت پـديـده هـا در دوردسـت ها و در درون خود خواهد رسيد. شناختی که بدست خواهد آورد نيز درستی حرفهای قرآن را ثابت خواهد کرد.

در عـصـر مـا انسان بـا تلـسکوپ و ميکروسکوپ و انواع امکانات پيچيده ديگر خيلی از پديده های دور دست فضای دور و نزديک و هـمـيـنـطـور در درون خودش را شناخته است. آن شناختها نيز چنانکه ديديم بنوبه خـود درسـتی آيات قـرآن را تأييد نموده است.

انعام 105: « وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِـنُـبَـيّـِنـَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ».

« و به این شکل آیات را روشن می کنیم. بگذار بگویند که تو آنها را خوانده ای. ما آن را (قرآن را) برای کسانی که می دانند (دانش دارند) نشان خواهیم داد».

آیه پیش بینی می کند که در آینده کسانی خواهند آمد که دانش خواهند داشت و قرآن را به آنها نشان خواهد داد. و این چیزی است که فعلاً اتفاق افتاده است.

*******************

آسيب رساندن به گوش دامها و تغيير در خلقazanal--anam--nesae119

« و به آنها امر می کنم که گوشهای دامها را آسيب برسانند، و به آنها امر می کنم که در خلق خدا دگرگونيهائی ايجاد کنند».

نکات آيه:

1ـــ به گوش دامها آسيب رسانده خواهد شد: 

جملات مزبور نقـل قول از حرفهای شيطان است. چنانکه در تصوير می بينيم و در جهان واقع نيز کم و بيش ديده ايم،  شماره يا مشخصات دامها را در نوشته ای به گوش آنها منگـنه می کنند. در حاليکه می توان آنرا در گردن آنها نيز آويزان کرد.

gav-asib-zadan

 

2ـــ ايجاد تغييرات در خلق:

در قـرآن دو مـقـوله «تـبـديـل» و «تـغـيـيـر» هـسـت. «تغـيير» به معنی: ايجاد دگرگونيهائی در شئ، و «تبديل» به معنی: عوض کردن کلی شئ (يعنی: عـوض نمودن ماهـيت و هـويت آن) است. قــرآن «تبديل» پـديـده ها را خارج از توان انسان دانسته (لا تبديل لخلق الله) و تاکنون نيز کسی موفـق به تغيير “هـويت و ماهـيـت” چيزی نـشـده، ولی ايـجـاد «تـغـيـيـر» را پيش گوئی کرده است. و اين چيزی است که در عصر ما فعلاً انسان به آن نقطه رسيده و دست به چنين کاری می زند. مثلا کسانی هستند که نمودهـای مردانگی خود را برمی دارند و نمودهای زنانگی می دهند و همينطور برعکس.

ضمن اينکه هر دو پيش بينی قرآن درست درآمده ترتيب آنها نيز همانطور که آنرا گفته اتفاق افـتاده است. يعنی ابتدا گوش دامها را منگنه کردند و بعد افراد را دستکاری کردند. البته احتمال اين نيز هست که منظور آيه اين باشد که انسان گوش دامها را خواهد بريد و برای ايجاد تغييرات در افراد از آن استفاده خواهد کرد.

**************************

پیش بینی عدم توان انسان در ساخت پشه و پس گرفتن سالم غذائی که آنرا خوردهafarineshe--pesheh--haj73

« ای مردم! مثالی زده می شود به آن گوش کنید: کسانیکه شما آنها را بجای خدا می خوانید “پشه ای را هم نمی توانند بیافرینند اگر چه برای ساخت آن همدست شوند”. و اگر پشه چیزی از آنها برباید نیز نمی توانند آنرا از آن سالم پس بگیرند. هم آنکه می خواهد چنین کاری بکند و هم آنچه میخواهد بدست بیاید هیچکدام نتیجه ای نخواهد داد».

یکی از نکات آیه اینست که کسی نمی تواند پشه ای درست کند و این پیش بینی تا امروز که درست درآمده و کسی نتوانسته پشه ای درست کند.

نکته دیگر در آیه اینست که چیزیکه پشه برباید نمی توان سالم از آن پس گرفت. پشه پیش از اینکه غذا را وارد بدن خود کند با ماده تجزیه کننده و هضم کننده آنرا تجزیه و هضم میکند و بعد آنرا با مکیدن وارد بدن خود می کند. تا حالا کسی نتوانسته غذائی که پشه آنرا تجزیه کرده و مکیده را از آن پس بگیرد و به همان ترکیبات قبلی خود برگرداند.

************************

بدن فرعونva-javazna--yoonos90--92

« و بني اسرائيل را از دريا عبور داديم. فرعون و سپاهيان وي بيدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتي که داشت غرق ميشد گفت: ايمان آوردم به اينکه خدائي غير از خدائيکه بني اسرائيل (فرزندان يعقوب) به او ايمان اوردند وجود ندارد و هميشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حاليکه تا پيش از اين از سپردن بني اسرائيل سرباز زدي و هميشه نيز مفسد بودي ـــ امروز فقط بدن تو را نجات ميدهيم تا براي افراد پس از خودت درسي باشد. هر چند خيلي از مردم از آيات ما غافلند».bedane-feravn

واژه فرعون در لغت بمعني: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروايان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمني و تلويحي بوده به ساختمانهاي بلند بالا و باشکوه آنها. تصويري که ميبينيم تصويرهمان فرعوني است که در زمان موسي بوده و از سپردن بني اسرائيل به موسي سرپيچي کرده و موسي و همراهانش را تعقيب کرده و در دريا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانيان است. چيزی که 1400 سال پيش قرآن آن را پيش بينی کرده است.

************************

پيش بينی روشن شدن يگانگی در هستیshahedallaho--aleomran18

« خدا روشن کرده که خدائی غير از او وجود ندارد. قوانين هستی و دانشمندان نيز همين را روشن خواهند کرد. او هستی را به قسط اداره می کند. خدائی غير از او  وجود ندارد. او قدرتمند است ولی پديده ها را با حکمت اداره می کند».

(واژه «مَـلائِـکِـه» جمع مَـلـَکْ است (از مصادر مَـلـْکْ ـ اَلـَکْ و لَـئْک) به مـعـنی: پـيـام رساننده، واسط، کسی يا چيزيکه بنمايندگی از کسی کاری را انجام می دهد، گمارده، و مـفـاهـيـمـی از اين قـبـيل. در قـرآن از جـمله به قـوانين طبيعت (مانند نيروی جاذبه) و نـيـروهـا و مـوجوداتی که از طرف خداوند مأموريت می گيرند اطلاق می شـود. در آيه به معنی: قوانين حاکم بر پديده ها بکار گرفته شده است).

در گذشته و در دوران محمد برخی بر اين باور بوده اند که خدايان متعددی وجود دارد و هر خدائی چيزی را آفريده و اداره می کند. آيه می گويد که:  قانونمنديهای هستی و دانشمندان روشن خواهند کرد که يک خدا بيشتر وجود ندارد.

امروزه قوانين فيزيکی حاکم بر پديده های هستی و دانشمندانی که در اين زمينه کار می کنند روشن کرده اند و گواهی می دهند که هستی از يک نقطه آغاز شده و در نهايت نيز به يک نقطه برخواهد گشت، و يک واحد يک پارچه است و قوانين مشترکی بر آن حاکم است، و پديده های هستی از عناصر مشترکی ساخته شده اند.  و به اين شکل يگانگی در هستی را روشن کرده اند و گواهی داده اند.

***********************

فوت نمودن و کشته شدن محمدva-ma-mohammadon--aleomran144

«محمد چيزی بيش از يک فرستاده همچون فـرستاده های پيش از خود نيست. بنابر اين در صورت مردن يا کشته شدن او، آیا بلافاصله می خواهيد به گذشته خود برگرديد»؟

حرف «اَوْ» در آيه بـرای اباحت است (اباحت يعنی: درست و روا بودن. اين حرف ماقـبـل و مابعد خود را يکـی و يکسان می شمارد. يعنی: گفـتن يا انجام دادن هر يک از طرفـيـن آن هـر دو درست يا يکسان است. مانند: جالِسِ الکاتِب اَوِ الشاعر = با نويسنده يا شاعر بنشین! يعنی همنشینی با هر یک از آنها یکسان است و فـرقی نمی کند).

آمـدن حرف «اَو» در آيه بـه ايـن معـنی است که چه گـفــته شـود: محـمـد در آيـنده ” فـوت خواهد کرد” و چه گفـته شود وی “کشته خواهد شد” هر دو درست است.

محمد نيز در واقع هـم کشـته شـد و هم فـوت کرد. به اين ترتيب که در اثر جويدن و چشيدن غذای مسموم، نيمی از سلامتی خود را از دست داد و مـدت دو سـالی که پس از آن غذای مـسـموم در قـيـد حـيـات بـود از اثر آن سم رنج می برد. و وفـات وی در واقع پنجاه درصد از اثر سـم بـود و پـنـجـاه درصد طـبـيعی (يعنی مربوط  به سن و سال وی بود). و به اين ترتيب مـحمـد هـم فـوت کـرد و هـم کـشـته شد. اين آيه سالـيـان سـال پـيـش از مسـموم شدن وی و در نبردهای اوليه وی نازل شده است.

**********************

پیش بینی سرنوشت ابو لهب و همسر ویtabbat--yada--masad1--3

« قدرت ابو لهب و خود وی هر دو زيانمندانه و در ورشکستگی خواهند مرد ــ نه دارائيها و نه فعاليتهای وی هیچکدام بدرد او نخواهند خورد ــ به آتش شعله وری در خواهد افتاد ـــ و همسر وی نيز گردآورنده هيزم خواهد بود ـــ در گردن وی ريسمان ليفی انداخته خواهد شد».

ابو لهب عموی پيامبر بـوده است. وی آدمی ثروتمند، با نـفـوذ، باهـوش، فـعـال اجـتـماعـی، و از دشـمـنـان محمد بوده است. اين آيات  سرنوشت وی و همسر وی را تعـيين کرده اند. در ايـن آيات هـمـه اسـلام در گرو يک جـمـلـه يا يـک چرخش از طـرف يـک دشمن خونين قـرار داده شده است.

اگر ابو لهب يا زن وی هر کدام در يک جمله گفـته بودند:«ايمان آوردم». يا جملاتی مشابه آن، چه به دروغ، چه به شوخی و يا  چه به ريا، در آنصورت همه چيز می سوخت. چرا ابـو لـهب يا زن وی به جای ايـنکـه آن هـمـه زحـمـت مـبـارزه با محمد بخود بدهـنـد در يک جمله نگفـتند: ما ايمان آورديم!

روشن است که کسی که جملات مزبور در مورد سرنوشت ابو لهـب و زن وی گفـتـه، می دانسته که هيچيک از اين افراد هرگز نخواهد گفت: «ايمان آوردم». و اين تـنـهـا خـداسـت که می تواند يک دينی را در گرو يک جمله از طرف يک چنين افـرادی بگذارد. و محمد هيچگاه نمی تواند بفهمد که آيا اين افراد عوض خواهند شد يا نه. چنانکه خيلی هـا بودند که در ابتدا با محمد می جنگيدند ولی بعدها از پيروان وی شدند.

*********************

پيش بينی آينده اسلامyoridoona--saf8

«می خواهند با فوت کردنهای خود نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا نور خود را کامل خواهد کرد هر چند افراد حق ستيز آنرا خوش نداشته باشند».

پيش از اينکه اسلام پيروز بشود و در جامعه مستقر بشود، آيه پيش بينی می کند که خدا نور خود (که منظور از آن قرآن و اسلام است) را کامل خواهد کرد. اگر محمد اسلام را از خود درآورده می بود، اينقدر می فهميد که احتمال می داشت فردا پس فردا فوت کند يا کشته بشود، يا اصلاً تا آخر عمر موفق نشود که اسلام را در جامعه مستقر کند، در آنصورت برای هواداران وی روشن می شد که اگر قرآن حرف خدا می بود، خدا می بايست می دانست که اسلام بالاخره کامل خواهد شد يا نه. روشن است که گفته های اينچنينی فقط می تواند گفته خدا باشد.

************************

پيش بينی برگشتن محمد به مکهenna--llazi--kasas85

« آن که قرآن به تو داد ترا به مکه باز خواهد گردانيد».

(مُعاد در اصل مَـعْـوَد بر وزن مَـفـْعـَل اسم زمان و مکان است بمعنی: زمان و مکان برگشت. و در معنی دوم خود از جمله به “روز رستاخيز اطلاق شده (به اعتبار اينکه زمان و مکان برگشتن به زندگی است)”، و به زادگاه اطلاق می شود (به اعتبار اينکه انسان هر جا برود نهايتاً به آن برمی گردد). و در آيه به مکه اطلاق شده که زادگاه محمد بوده است).

محمد به دلايلی که می دانيم مجبور شده بود که مکه را ترک کند. آيه به وی وعده می دهد که وی به مکه باز خواهد گرديد. همه قرآن و اسلام در گرو اين آيه گذاشته شده بوده است. اگر محمد پيش از برگشتن به مکه فوت می کرد و يا هيچگاه پيروز نمی شد و نمی توانست وارد مکه بشود، در آنصورت همه دين وی می سوخت. چون برای پيروان وی روشن می شد که اگر اين قرآن حرف خدا می بود، خدا منطقاً می بايست می دانست که محمد به مکه برمی گردد يا نه.

و روشن است که کسيکه يک دينی درست می کند، اينقدر می فهمد که شايد فردا پس فردا فوت کند و هيچگاه به مکه برنگردد، و دروغ بودنِ وحی بودنِ قرآن برای مردم روشن می شود.

روشن است که اين آيه حرف کسی غير از خدا نمی تواند باشد.

*************************

پيش بينی نوع برخورد مخالفين قرآن با قرآنmohkamat-motashabehat-aleomran7

«اين خداست که قرآن را بر تو نازل نمود. برخی از آيات آن محکم هستند که آنها اصل اين کتاب می باشند و بقيه متشابه. و امّا افرادی که مسائلی در دل دارند هميشه به متشابهات آن استناد می کنند، که برخی از موضع مسئله سازی اين کار را می کنند و برخی نيز از موضع ارتباط دادن آيات به مسائل مربوط به آنها! در حاليکه ارتباط  آيات با مسائل فقط خدا می داند و انديشمندانی می دانند که می گويند: ما به تماميت آن ايمان داريم، محکم و متشابه آن همه حرف خداست».

(در رابطه با موضوع محکم و متشابه در مقدمه صحبت شده است).

آيه پيش بينی می کند که کسانيکه مسائلی در دل دارند (يعنی مثلاً قرآن با منافع آنها نمی خواند يا آنرا سدی در راه خود می بينند)، برای مسئله سازی هميشه به آيات متشابه آن (يعنی به آياتی که موضوعيت و مناسبت خاص خود را دارد) استناد می کنند.

اين پيش بينی قرآن تا امروز که درست درآمده است. کسانيکه با قرآن مشکل دارند هميشه از ميان بيش از شش هزار و ششصد و شصت آيه فقط به تعداد انگشت شماری از آنها استناد می کنند، که آيات متشابه هستند، يعنی زمان و مکان و موضوعيت و مناسبت خاص خود را داشته و دارند. برای مثال مسئله زنان را در نظر می گيريم. امروزه اين مسئله  از مسائل روز است. کسانی که مذهب را خوش نمی دارند فقط به چند آيه انگشت شمار قرآن در رابطه با زنان استناد می کنند که اصلاً هيچ ارتباطی به مسائل حقوقی و قضائی و انسانیِ زنان ندارد. مثلاً به آيه 59 سوره احزاب استناد می کنند که خطاب به زنان و دختران محمد و زنان ايمان داران می گويد: روی خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و از زخم زبان رنجيده نشوند. اين آيه مربوط به دوران تحت فشار بودن محمد و هواداران وی بوده است (که در مقدمه صحبت آنرا کرديم)، و اساساً هيچ ارتباطی به مسئله زنان و حقوق آنها ندارد.

آيات محکم زيـادی در قـرآن هـست که به مـسـائل حـقـوقی، قـضـائی، انسانی زنان در رابطه های مختلف مربوط می شود، ولی مخالفين هيچگاه با آنها کاری ندارند و به آنها استناد نمی کنند. مثلاً آیه 35 سوره نساء یکی از آیاتی است که به مسائل حـقـوقی زنان در اختلافات خانوادگی مربوط می شود:

« وَإِنْ خِفْـتُمْ شِـقَاقَ بَيْنِهـِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْـلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْـلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا …».

« و اگر ترسيديد که کار آنها (يعنی کار زن و شوهر) به جدائی بکشد، يک نفر از خانواده مرد و يک نفر از خانواده زن را به عنوان داور انتخاب کنيد تا مسائل آنها را بررسی کنند. اگر هر دوی آنها (يعنی زن و شوهر) خواهان آشتی باشند خدا آنها را توفـيق می دهد».

************************

پيش بينی بد دهنی ها عليه مسلمانانazmelomoor--aleomran186

« و از کسانيکه پيش از شما به آنها کتاب داده شد و از مشرکين بد دهنی های زيادی را خواهيد شنيد. اگر افراد استواری باشيد و رهنمودهای دين را بکار گيريد اين يکی از آن مسائل سختی خواهد بود که خواهيد ديد».

آيه پيش بينی می کند که مسلمانان از يهوديان، مسيحيان و ماترياليستها بد دهنی های زيادی را خواهند شنيد. امروز با وجود اينکه 1400 سال از اين آيه گذشته، و در اين دوران انسان خيلی پيشرفتهای چشمگير در زمينه های مختلف داشته، و خيلی چيزها عوض شده، و همه شعار آزادی انديشه و احترام به انديشه و تغيير و تحول و غيره می دهند، ولی بد دهنی های اين تيپ افراد چنانکه آيه پيش بينی کرده همچنان به قوت خود باقی است و اين پيش بينی قرآن درست درآمده است. در کشورهائی که هر کسی می تواند هر چه خواست بگويد و هر چه خواست بنويسد، بد دهنی های اين تيپ افراد خيلی زياد است. مثلاً در کشور سوئد که راديوهای محلی زياد است و ماترياليست ها برنامه دارند، وقتی از اسلام حرفی می زنند، تهمت و ناسزا و واژه های خاص فرهنگ خودشان، خيلی زياد می گويند.

پيش بينی رفتن انسان به فضاva-ma-antom--ankaboot22

«شما نه در زمين و نه در فضا هيچکدام نميتوانيد اراده خدا را شکست بدهيد».

معنی ضمنی و تلويحی آيه اين است که انسان روزی به فضا خواهد رفت و در فضا خواهد بود، که فعلاً تحقق يافته است.

*********************

پيش بينی آلوده شدن محيطzaharalfasado---room41

«از کارهای مردم در دريا و خشکی فساد ايجاد خواهد شد».

در زبان عربی وقـتی بخواهـنـد اتـفـاق افـتـادن قـطـعی و محـتـوم کاری در آينده را بيان کنند از جمله از فعـل گذشته استفاده می کنند (که گوئی اتفاق افتاده است). به اين خاطر اين آيه مـسـئـلـه ای مربوط به آينده را با فعـل گذشته بيان نموده است.

نکته آيه: عملکردهای انسان در آينده (يعنی در زمان ما و آيندگان) در دريا و خشکی آلودگی ايجاد خواهد کرد:

اين پيش بينی قـرآن فعلاً تحقـق پيدا کرده است. و آلودگی محيط چيزی است که هـمـه با آن آشـنـائی داريم .

aloodagiye-mohit

********************

پيش بينی سطری نوشتن

non--kalam1

« ن و سوگند به قلم و به آنهائی که سطری می نويسند».

آيه به آنهائی که سطری می نويسند سوگند می خورد. يعنی پيش بينی می کند که چيزهائی پيدا خواهند شد که سطری خواهند نوشت و به آنها سوگند می خورد.

اين پيش بينی فعلاً تحقق پيدا کرده است. يکی از آنها دستگاه کپی است. دستگاه کپی از بالا به پائين کاغذ و بصورت سطری می نويسد. يعنی همزمان يک سطر را می نويسد. اگر دستگاه را در حين کپی کردن خاموش کنيم و به نوشته آن نگاه کنيم، اگر آخرين سطری که مشغول چاپ آن بوده  کامل نشده باشد آن را به يکی از حالتهای در تصویر  می بينيم:

فعل یسطرون به معنی می نویسند نیز هست، اگر به این معنی بکار گرفته شده باشد در آنصورت آیه پیش بینی می کند که دستگاهائی پیدا خواهند شد که خواهند نوشت. و این چیزی است که فعلاً تحقق یافته است.

satri-neveshtan-farsi

***********************

« هر موجود زنده ای مرگ را می چشد … ».

kollo-nafsen--aleomran185

در این آیه همه قرآن در گرو این آیه گذاشته شده است. اگر روزی انسان بتواند عنصری یا ژنی یا چیزی در موجودات زنده پیدا کند باعث مرگ می شوند و آن را دربیاورد و یا بکشد، و یا با متد دیگری بتواند مرگ را از سر موجود زنده دور کند و موجود زنده جاودانه بشود، در آن صورت معلوم می شد که این قرآن حرف خدا نیست و می سوخت. روشن است که کسی که دینی را از خود در می آورد و به خدا نسبت می دهد هیچگاه چنین چیزهائی را مطرح نمی کند، چون انسان هر که باشد و هر چه باشد از آینده چیزی نمی داند. بهر حال تاکنون تلاش انسان برای یافتن ژنی بنام ژن مرگ و دور کردن آن از سر انسان ناموفق بوده است.

***********************

ez--kala--aleomran55

« هنگاميکه خدا گفت: ای عیسی! براستی من فوت کننده تو و بالا برنده تو بطرف خودم و پاک کننده تو از کسانيکه بی ايمانی ورزيدند خواهم بود، و کسانیکه پیرو تو شدند را تا روز قیامت بالاتر از کسانیکه به تو ایمان نیاوردند قرار می دهـم. و در نهایت همه به طرف من برمی گردید و در مورد آنچه با هم اختلاف داشتید میان شما داوری خواهم نمود»

آیه پیش بینی می کند که پیروان حضرت مسیح تا روز قیامت بالاتر از یهودیان خواهند بود. این پیش بینی تا امروز که درست درآمده است. و فاصله میان مسیحیان و یهودیان از نظر وسعت سرزمین و جمعیت و آمد و شدهای سیاسی و اجتماعی و غیره خیلی زیاد است.

روشن است که یک فرد نمی داند آینده چه می شود و مخصوصاً وقتی یک دینی را از خود درآورده باشد هیچگاه نمی آید دین خود را در گرو چنین پیش بینی هائی بگذارد. و روشن است که آینده نگریهای اینچنینی فقط خدا می تواند بکند.

*************************

kontom-khaira--aleomran110

« شما (عربها) برای سفارش مردم به انجام خوبیها و پرهیز دادن از بدیها و برای ایمان آوردن به خدا بهترین امتی بودید که چنین مسئولیتی داده شدید. اگر یهودیان و مسیحیان ایمان می آوردند نیز برای خودشان بهتر می بود. کسانی در میان آنها هستند که فعلاً ایمان دارند (یعنی یهودی و مسیحی واقعی هستند) و اکثر آنها فاسق هستند ».

این آیه عربها را برای ” ایمان آوردن و ایمان داشتن به خدا” و همینطور ” فراخواندن مردم به نیکوکاری و پرهیز دادن آنها از بدیها”، بهترین امت می داند. این موضوع تا امروز که 1400 سال از آن می گذرد همچنان به قوت خود باقی است.

اگر دامنه گسترش اندیشه های ماتریالیستی در جهان نگاه کنیم، می بینیم که تعداد عربهای ماتریالیست نسبت جمعیتی که دارند اصلاً چیزی نیست.  همینطور در زمینه پند و اندرز دان، نصیحت کردن، تجربه را منتقل کردن، خوبی و بدیهای مسائل را به هم گفتن، به هم رهنمود دادن، از حال همدیگر پرسیدن، با هم بودن و غیره، هیچ امتی به پای عربها نمی رسد. خیلی از مسائلی که در فرهنگهای دیگر شاید توهین و تحقیر و دخالت در زندگی دیگران قلمداد بشود، در فرهنگ عربها یک کار خیر محسوب می شود، هم برای کسی که آنرا مطرح می کند و هم برای کسی که آنرا می شوند.

همينطور در سطح کشوری نیز که به عربها و دیگران نگاه کنیم نیز می بینیم که عربها مثلاً با تولید و فروش سلاح یا مواد مخدر و موارد بد دیگر نان نمی خورند.

*********************

letajedanna--maedeh82

« دشمن ترین مردم با مسلمانان را بطور قطع یهودیان و مشرکین خواهی دید، و نزدیک ترین دوستی با مسلمانان را کسانی خواهی دید که می گویند ما مسیحی هستیم. دوستی آنها به این خاطر است که در میان آنها قسیسین و رهبانان وجود دارند و اینکه آنها بزرگ منشی ندارند».

آیه بیشترین دشمنی با مسلمانان را از طرف یهودیان و مشرکین و ماده پرستان می داند و بیشترین دوستی را از طرف مسیحیان. مضمون این آیه تا به امروز که درست درآمده است.

*********************

va-lan--baghareh120

« نه یهودیان و نه مسیحیان هیچکدام از تو خشنود نخواهند شد مگر اینکه آئین آنها را پیروی کنی!

با گذشت 1400 سال از گفته شدن این آیه و عوض شدن خیلی از چیزها، هنوز هم عدم خشنودی یهودیان و مسیحیان از مسلمان بودن مسلمانان همچنان به قوت خود باقی است. امروزه حتی در غرب که همه از آزادی و حقوق انسان و پیشرفت و تمدن و از این حرفها می گویند، وقتی یک دختر غربی مسلمان می شود و تکه پارچه ای روی سر خود می اندازد همه ناخوشنودی خود را صریحاً و یا با برخورد و نگاه خود اعلام می کنند.

*******************

va-kazayna--esrae4

« و در پایان وحی خود به بنی اسرائیل، در کتاب (در تورات) به آنها خبر دادیم که شما دو بار در زمین فساد خواهید کرد و سرکشی افسار گسیخته ای خواهید نمود».

یک مورد از فساد آنها در عصر خود ماست که آنرا می بینیم. و سرکشی آنها نیز چنانکه آیه مطرح کرده کاملاً افسار گسیخته است.

********************

va--menallazina--maedeh14

« و از کسانیکه گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم، ولی خیلی زود سهمی که پایبندی آنها به آن خواسته شده بود را فراموش کردند، به این خاطر “دشمنی” و “ناخوش داشتن مطلق همدیگر” را تا روز قیامت به دل آنها چسباندیم. و خدا به آنها خبر خواهد داد که چه چیزهائی را می ساختند».

(منظور از “پیمان گرفتن” از مسیحیان دادن شعائر و ضوابط به آنها است. و واژه «حَـظّ» بمعنی: سهم و بهره مندی از چیزی است که فرد برای بدست آوردن هیچ تلاشی نکرده و دوست داشتنی نیز هست. از آنجا که شریعت حضرت مسیح چیز مشکلی ندارد مثلاً اصلاً جنگ ندارد قرآن آنرا حظّ نامیده است).

در آیه دو نکته وجود دارد. یکی واژه «صُـنـع» است که مربوط به ساختهای فنی و حرفه ای و تکنیکی است (و واژه صنعت از آن درست می شود). و بیانگر اینست که مسیحیان در آینده ساختهای صنعتی خواهند داشت، و این چیزی است که فعلاً تحقق یافته و آنرا می بینیم.

نکته دیگر پیش بینی “رابطه جریانات مسیحی با همدیگر” است، که آیه پیش بینی می کند که “دشمنی” و “خشم و ناخوشداری آنها از همه چیز همدیگر” تا روز قیامت همچنان میان آنها باقی خواهد ماند. این آینده نگریِ آیه نیز تا امروز که درست درآمده است. مسیحیان جریانات زیادی شده اند و هستند که با هم دشمنی دارند و از همه چیز همدیگر خشمناک و ناخشنود هستند. (بغضاء به معنی: خشم و ناخوشداری مطلق از کسی است. يعنی هيچ چیز وی را قبول نداشتن و هیچ نکته خوب و مثبتی را در وی نديدن و فکر آن نيز نکردن).  مثلاً جریانی بنام “شاهدان یهوه” در آنها هستند که از جمله می گویند در سیاست مطلقاً نمی بایست دخالت کرد و حکومت را می بایست به خدا واگذار نمود، و مسیحیان دیگر این جریان را مطلقاً خوش نمی دارند.

********************

va-kalatel-yahoodo-maedeh64

« و یهودیان گفتند که دست خدا بسته است! دستشان بسته باد! و بخاطر حرفی که زدند لعنت شدند. دستان خدا باز است و همانگونه که بخواهد انفاق می کند ــــ آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده نیز “حق ستیزی آنها و سرپیچی آنها از سفارشاتی که به آن شده اند” را هر چه بیشتر می کند ـــ “دشمنی” و “ناخوش داشتن مطلق همدیگر” را تا روز قیامت میان آنها ایجاد کردیم ـــ هرگاه آتشی برای جنگ برافروختند خدا آنرا خاموش کرد. سعی آنها بر اینست که در زمین فساد بپا کنند و خدا مفسدین را دوست ندارد».

آیه پیش بینی می کند یهودیان تا روز قیامت با هم دشمنی خواهند داشت و همدیگر را مطلقاً ناخوش خواهند داشت. این آینده نگری تا امروز که درست درآمده است. یهودیان نیز مانند مسیحیان جریانات زیادی شده اند که از همدیگر مطلقاً ناخشنودند.

*********************

پيش بيني پيروزي محمد و پيوستن مردم به اسلام

eza-jaa-nasro-nasr1--3

«وقتي کمک خدا و پيروزي آمد ــ و مردم را ديدي که گروه گروه شتابان به دين خدا مي پيوندند ــ خداي خود را بخاطر آن ستايش کن و از او (براي کسانيکه کوتاهي کردند) آمرزش بخواه که او در هر زماني برگشت مردم را مي پذيرد».

در سوره 3 نکته وجود دارد. يکي خبر دادن از پيروزي با حرف شرطِ «اذا» که بيانگر تحقق قطعي است. ديگري پيوستن گروه گروه مردم به اسلام است، و سومي حالت پيوستن مردم است که در معني واژه افواج است. ( افواج جمع فـُوج است، و فـُوج به معني: دسته و گروه و جرياني است که جريان وار و با شتاب بطرف کاري يا سمتي هجوم مي برند).

پس از 21 سال مبارزه و رنج و تلاش و سختيهائي که محمد و گروندگانِ به وي تحمل کردند، بالاخره مسلمانان در سال هشتم مکه را فتح کردند و طلسم اختناق شکست، و پس از آن مردم گروه گروه (يعني بصورت طائفه اي، قبيله اي و عشيره اي)، در اسرع وقت و شتابان به اسلام پيوستند. و هر 3 نکته آيه تحقق يافت.

روشن است که همه اسلام و قرآن در اين سوره مايه گذاشته شده بوده است. اگر يکي از موارد آن تحقق نمي يافت معلوم مي شد که قرآن حرف خدا نيست و قرآن و اسلام و محمد همه مي سوختند. و روشن است که محمد مانند هر کس ديگري نمي دانست که آينده چه خواهد شد. و حتي از اينکه فردا در قيد حيات خواهد بود يا نه نيز اطلاعي نداشت. و می دانست که گفتن اين جملات در صورت تحقق نيافتن چه عواقبي براي او و دينش داشت. روشن است که اين حرفها فقط می تواند حرف خدا باشد. و از جمله مسائل اینچنینی قرآن است که قرآن می گوید کسی نمی تواند مانند قرآن کتابی بنویسد.

***********************

پيش بيني عدم آرزوی مرگ توسط يهوديان

kol-ya-ayyoha-jomeh6--7

« بگو: ای کسانيکه يهودی هستيد! اگر راست مي گوئيد که گمان داريد که “از ميان مردم فقط شماها دوستان خدا هستيد” بيدرنگ آرزوی مرگ کنيد! ــ ولی به خاطر دلبستگی به کسب و کاری که دارند هرگز چنين آرزوئی را نخواهند کرد، و خدا البته انگيزه کسانيکه حرف مفت می زنند را می داند».

(ظلم در اصل بمعني: سر جاي خود نگذاشتن اشياء و افراد است. و در معني دوم خود از جمله به معني: حرف بيجا و بيمورد و مفت زدن بکار رفته که اشاره ضمني بوده به عدم جاي خود قرار دادن مسائل. و «ظالم» که اسم فاعل از از مصدر ظلم است از جمله بمعني: کسي است که حرف بيجا و بيمورد و مفت مي زند. و در آيه با توجه به موضوع آيه به اين معني بکار گرفته شده است).

آيه پيش بيني مي کند که يهوديان ضمن اينکه خود را دوستان خدا مي پندارند هيچگاه آرزوي مرگ را نخواهند کرد. و منظور آيه اينست که از آنجا که دوستان خدا رستگار مي شوند و در بهشت و رفاه و آسايش خواهند بود، بنابر اين اگر کسي واقعاً خود را دوست خدا مي داند منطقاً مي بايست آرزوي مرگ کند. ولي يهوديان اين کار را نمي کنند. و اين پيش بيني قرآن تا امروز که درست درآمده است.

**********************

پیش بینی آینده دشمنان پيامبر

enna-shaneaka--kovsar3

« دشمن تو که در اوج بی رحمی است در واقع خودش بی آینده است».

(شنئان بمعنی اوج دشمنی و بی رحمی و قساوت است. و شانئ بمعنی دشمنی است که در اوج خصومت و بی رحمی است).

دشمنان پيامبر به وی می گفتند که وی آینده ای ندارد. و آیه می گوید که آنها هر چند با یاران محمد در اوج بی رحمی برخورد می کنند و می کشند در واقع خودشان آینده ای ندارند. امروزه با گذشت 1400 سال می بینیم که مثلاً جریانی بنام جریان ابولهب وجود ندارد. همه آنها سوختند و از میان رفتند. و این پیش بینی قرآن درست درآمده است.


اهداف آموزشی و پاسخ سئوالات درس های 1تا4 کتاب پیام های آسمان دوم راهنمایی

درس اول: شگفتیهای خلقت

 اهداف آموزشی: 1- بیان شگفتیهای چشم 2- تدبر و تفکر دانش آموزان در مخلوقات و پی بردن به وجود خالقی دانا و توانا 3- شناخت خدای یگانه و مطلق شگفتیهای چشم: برای اهداف ورود به کلاس معلم حداقل این موارد را در خصوص چشم به عنوان یک مخلوق شگفت بیان نماید. الف: چشم محافظی به نام پلک دارد.    ب: بسیار سبک و کوچک است. ج: چشم احساس را منعکس می کند. د: بدون شارژ کار می کند و عدسی خود را خود به خود تنظیم می کند. ه:5/2 میلیون سلول عصبی دارد. و: چشم از فیلترهای و صافی های بیرونی به نام مژه برخوردار است. معلم حتی می تواند علاوه بر شگفتی های چشم زندگی زنبور عسل را با توجه به تحقیقات میدانی خود از کتب معتبر و اینترنت استخراج و برای دانش آموزان در مصداق سازی ورودیه کتاب بیان نماید.

 جواب سوالات خودت را امتحان کن. 1-می توانید یکی از دستگاههای بدن را نام ببرید که اگر نباشد هیچ اشکالی در کارهای بدن پیش نیاید؟از این موضوع چه می فهمیم؟ خیر- خداوند از آفرینش هر دستگاهی هدفی داشته است تا ما در آن بیندیشیم و راه درست که رسیدن به بهشت است را یاد بگیریم. 2-با توجه به سخن حضرت علی علیه السلام توضیح دهید که دلیل آفرینش شگفتی های بی پایان در آسمان و زمین چیست؟ تفکر و اندیشیدن ،پیدا کردن راه بهشت و نجات از دوزخ

 درس دوم : دو سرمایه گرانبها

اهداف آموزشی: 1-غنیمت شمردن فرصت 2-فرصت ها زود می گذرند(بازگشت ناپذیر) 3-عمر بزرگترین سرمایه انسان 4-قدرت اندیشیدن،نعمتی کامل کننده در ورودیه درس دبیر می تواند نعمت عمر و استفاده صحیح از آن را با مسابقه فوتبال که بچه ها دوست دارند مثال بزند به این شکل بچه ها مسابقه زندگی که عمر ما در آن جریان دارد با مسابقه فوتبال شباهت ها و تفاوت هایی دارد که برای شما بیان می کنیم.در مسابقه فوتبال: از حریف غافل نشویم در زندگی هم از شیطان که حریف ماست غافل نشویم- فرصت ها را در هر دو مسابقه از دست ندهیم و هر دو محدود به زمان هستند و در زندگی احتمال تعویض داریم و اگر در هر دو مسابقه خطا کردیم جریمه خواهیم شد.و دبیر مربوطه با استفاده از توان خود توضیحات و فعالیتهای کلاس درس را نیز با استفاده از پاسخگویی دانش آموزان عزیز حل نمایند. البته در مسابقه فوتبال و زندگی جاهایی تفاوت هایی نیز وجود دارد.

خودت را امتحان کن. 1-    بین حرکت ابرها و گذشت زمان چه شباهت هایی وجود دارد؟ هر دو می گذرند و بازگشتی ندارند و محدود به مدت معینی هستند. 2-آیا نعمت عمر به تنهایی برای خوشبختی ما در دنیا و آخرت کافی است؟توضیح دهید؟ خیر- تفکر کردن نعمت دیگری است که در کنار آن ما را خوشبخت می کند و سرمایه ما در دنیا و آخرت است. 3-خداوند حکیم چه کسانی را از چهار پایان نیز گمراه تر معرفی می کند؟چرا؟ انسانهایی که دلهایشان کر و لال است زیرا هیچگونه تفکری برای هدایت و سعادت خود ندارند.

  درس سوم: استعانت از خدا

اهداف آموزشی این درس: به اختصار بیان می شوند و خودتان  نیز می توانید اهداف دیگری ذکر کنید.      1-تنها خداست که می تواند یاری کننده باشد. 2-غیر از خدا هیچ کس نمی تواند انسان را یاری و هدایت کند مگر به اذن خدا مثل پیامبران 3-ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می خواهیم. عوامل جلب یاری خدا:1- دعا  2- صبر و تقوا

خودت را امتحان کن. 1-توضیح دهید چرا بهلول هرگز چیزی از هارون درخواست نمی کرد؟ زیرا معتقد بود استعانت فقط از خدا است و غیر از خدا (هارون)در برآوردن نیازهای معنوی او عاجز و ناتوان است. 2-گاهی انسانها در دعاهایشان چیزی می خواهند که برایشان زیان آور است آیا خداوند این دعاها را مستجاب می کند؟گفتار پیامبر اکرم (ص) را در این زمینه توضیح دهید؟ خیر-هیچ مسلمانی خداوند را نمی خواند مگر اینکه دعایش یا در همین دنیا مستجاب می شود یا خداوند آن را برایش در روز قیامت ذخیره می کند و یا در برابر آن دعا بخشی از گناهانش را می آمرزد. 3-پیام مهم خداوند را که باعث شد مسلمانان نیروی تازه گرفته و مشرکان را فرار دهند به صورت خلاصه بیان کنید؟ صبر و تقوا باعث شد که خداوند آن فرشتگان را با علامتهای خاصی برای کمک به مسلمانان بفرستد. 4-توضیح دهید روزه گرفتن چگونه باعث بهره مندی بیش تر ما از خداوند می شود؟ انسانها باصبر و روزه گرفتن مزه گرسنگی و تشنگی را می چشند و خود ساخته می شوند و خداوند مهربان به چنین افرادی بیش از بیش یاری می رساند و موفق می کند.

 درس چهارم : دین گنج بی پایان

اهداف آموزشی درس: 1-اصل ضرورت دین 2-وظایف ما نسبت به دین 3-ماهیت دین و سیر تطوری دین (تطوری یعنی کارکردهای دین) 4-اثرات دین داری و ضرورت وجود دین دین چیست؟ مجموعه قوانین برای دستیابی به سعادت انسان معلم یا دبیر مربوطه وجود ضرورت دین را به منزله راه سعادت یابی به بهشت تشریح نمایند و با مثال های خاصی که در کتاب آمده است توضیح دهید.و از جمله مباحث درس داستان نسیبه همان زنی که در نجات دادن جان رسول خدا در جنگ احد تلاش زیادی انجام داد به همراه همسر و فرزندانش توضیحات کامل به  بچه ها بدهد.

 خودت را امتحان کن. 1-آیا انسان می تواند بدون استفاده از دستورات خداوند همه نیازها و خطرهای راه سعادت را پیش بینی کند؟توضیح دهید؟ خیر تنها خداست که با فرستادن دستورات خود مردم را از طریق پیامبران راهنمایی می سازد و نجات دادن آنها از روشهای  بد زندگی به سعادت برساند. 2-توضیح دهیدکه راهنمایی های پیامبران چگونه باعث خوشبختی انسان در دنیا و آخرت می شود؟ انسانها فقط با راهنمایی های پیامبران است که بدون هیچ اضطرابی به حرکت خود به سوی هدف پیش می روند و با عمل به دستورات آنان ضامن سلامتی و سعادت خود می شوند. 3-به نظر شما اگر مسلمانان نسبت به راهنمایی های دین خود بی توجه باشند چه سرنوشتی در انتظار آنها خواهد بود؟ایا وضعیت آنها با مردم کشورهای بی دین تفاوتی خواهد داشت؟ دین اسلام و مسلمانان با راهنمایی های دین توانستند سعادت و بهترین شیوه زندگی خود و دوری کردن از خوردنیهای آلوده و نزدیک شدن به یکدیگر سرنوشت موفقی را برای خود رقم بزنند.

درس نهم : زیارت اولیای خدا

 اهداف کلی درس : الف: انس و الفت با اولیای خدا ب: شناخت زیاد خدا و قدردانی و کمک خواستن از آنان ج: پاکیزگی ،معطر بودن و لباس تمیز پوشیدن د: آشنایی با ثمرات زیارت و آداب زیارت و برخی احکام غسل ه: اشتیاق و آرزو برای زیارت اولیای الهی

خودت را امتحان کن . 1-مهمترین فایده زیارت چیست ؟ توضیح دهید؟ ایجاد وانس و محبت بین ما و اولیای خدا 2-به چه کارهایی آداب زیارت گفته می شود؟ به سه مورد از این آداب اشاره کنید؟ آداب زیارت به کارهای مستحبی گفته می شود که ما با انجام آنها در زیارتگاهها بیشتر مورد لطف و توجه دوستان خدا قرار می گیریم. 3-شیوه صحیح غسل کردن را توضیح دهید؟ نیت- شستن سر و گردن به طوری که در کتاب بیان کرده- شستن طرف راست بدن و سپس شستن طرف چپ بدن

درس دهم : آفتاب پنهان

اهداف شناختی: الف: شناخت امام زمان به عنوان امام زنده و حاضر و ناظر ب: ما در انتظار امام زمان هستیم ج: توجه همیشگی امام زمان به ما د: رضایت امام زمان جهت مشاهده اعمال خوب ما اهداف عاطفی: الف: احساس علاقه به راز و نیاز و توسل به امام زمان به عنوان امام زنده و تقویت علاقمندی به ایشان ب: تقویت اشتیاق برای بهره مندی از هدایت امام زمان در زمان غیبت

 اهداف رفتاری: تلاش برای پیروی بیش از پیش از امام زمان و کسب رضایت ایشان

خودت را امتحان کن . 1-    در چند جمله کوتاه، ویژگی های زمان ظهور امام زمان را توصیف کنید؟ برقراری عدالت- نبود هیچ گونه زندان،سلول و دادگاهی- نبود هیچگونه حکومت ظالم و ستمگر و نبود هیچ فقیر و مستمند و عدم ظلم به یکدیگر 2-به نظر شما ما باید چه کنیم تا از منتظران واقعی ظهور حضرت مهدی (عج) باشیم؟ ترویج کارهای خوب ، همسایه داری ، دعا کردن برای فرجش ، گشاده رویی و همراهی با مومنان 3-فرج یعنی چه؟ یعنی گشایش در کارها و برطرف شدن مشکلات 

درس یازدهم: شاخه ای از درخت بهشتی

اهداف کلی درس : الف : آشنایی با سخاوت             ب : آشنایی با تأثیر سخاوت در جامعه              ج: ثمرات سخاوت برای خود و دیگران              د : تقویت علاقه مندی با ضابطه برای سخاوت و بخشش اموال چرا سخاوت خوب است ؟ الف : دیگران را خوشحال می کنیم . ب : خودمان خوشحال می شویم . ج : خدا را خوشحال می کنیم . د : پاداش خداست و عمل به دستورات اوست . ه : مال انسان زیاد می شود و نیازهای ما را برطرف می کند . و : احساس آرامش می دهد و کینه ها را برطرف می کند .

خودت را امتحان کن : 1 . با توجه به حدیث رسول اکرم (ص) چه چیزی باعث نزدیک شدن انسان به خداوند و بهشت می شود ؟ نتیجة بخل ورزیدن چیست ؟ سخاوت ، دوری از بهشت است . 2 . آیا تنها انسان های ثروتمند می توانند سخاوتمند باشند ؟ توضیح دهید ؟خیر ، هرکس به اندازة توانش می تواند بخشنده باشد و پول تنها جنبه سخاوت ندارد بلکه خوش خلقی و سلام کردن هم می تواند سخاوتمند باشد . 3 . اسراف در سخاوت یعنی چه ؟دو نمونه را بیان کنید ؟ یعنی زیاددادن بذل و بخشش کردن و بعد رجوع کردن به دیگران جهت قرض گرفتن و نداشتن پول برای امرار معاش زندگی  

درس دوازدهم : عادت ها و آسیب ها

اهداف کلی درس : دشمن شناسی : الف : آشنایی با برخی موانع درونی مانند عادتهای ناپسند و راههای مبارزه با آنها ب : آشنایی با ضرورت برنامه داشتن برای زندگی ج : احساس نیاز نسبت به شناخت برخی موانع درونی همان عادتهای ناپسند د: احساس بیزاری نسبت به دشمنان درونی(عوامل دوری از سعادت ) ه : بکارگیری توانمندیها در جهت برطرف کردن ضعف ها و کمبودها  ایجاد تمایل  مراحل ایجاد گستره عادت      تکرار و تمرین        تعلیم و تفکر       عوامل مؤثر در شکل گیری عادت : الف : محیط         ب : دوستان   ج : رسانه     د : مراکز آموزشی       ه  :سن     و : جنسیت      

    راههای مقابله با بازیهای مخرب : 1 . والدین با بچه ها دوست شوند 2 . زمان و محدودیت برای استفاده از رایانه قرار دهیم . 3 . در زمان خرید ، بازیهای مخرب مورد شناسایی قرار گیرند .

خودت را امتحان کن : 1 . چه چیزی باعث می شود یک کار برای انسان به صورت عادت درآید ؟ شرایط محیطی ، جنسیتی ، دوستان ، رسانه ، شرایط سنی 2 . با ذکر چند مثال نقش صبر و استقامت را در رسیدن به بهشت توضیح دهید ؟ خداوند اانسان را به بلاهای مختلفی آزمایش و گرفتار می کند انسان صبور و مقاوم سعی و تلاش می کند تا آن را تحمل کند و این خود راه بهشت را برای او رقم می زند.


مطالبی در رابطه با آشنايي و شناخت قرآن کریم

فضیلت قرآن

در عالم هستي هيچ كتابي در فضيلت و برتري به پاية قرآن نمي‌رسد؛ زيرا نه تنها قرآن خلاصه و عصارة تعليمات همة انبياء الهي است، بلكه از همة موجودات آفرينش برتر و والاتر است. پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين باره فرمود:
القُرْآنُ اَفْضَلُ كَلِّ شَيءٍ دُونَ الله؛ فضيلت قرآن به جز خدا از همه چيز برتر و بالاتر است.[1]
فضيلت قرآن از همه كتابهاي آسماني بيشتر و بالاتر است؛ زيرا كتاب‌هاي ديگر آسماني براي برهه‌اي از زمان و مردم خاصّي فرود آمده بود. امّا قرآن براي همة زمان‌ها تا روز قيامت و براي همه انسان‌ها در همه مكان‌ها حتي براي غير انسان‌ها مانند جنّ نازل شده و همه موظّف هستند به دستورات آن عمل كنند.
قرآن بهترين كلام و هديه اوست، و نيز تكلم خدا با بشر است. انسان عاقل و فهميده به هيچ عنوان حاضر نيست بين او و قرآن فاصله بيفتد. مگر نه اين است كه گوش و چشم انسان مي‌خواهند لذت ببرند. چرا لذّت را با شنيدن و ديدن آيات و كلام الهي تأمين نكنند تا بخواهند از راه باطل چشم و گوش را به لذّت مادّي سرگرم كنند.
اگر براي انسان، روشن و واضح شد كه قرآن، هم كلام الهي و هم تكلم خداوند با بشر است ، چرا به استقبال آن نمي‌شتابد!
اگر كسي مزاج روحي خود را با گناه مسموم كند از شهد و شيريني قرآن لذّت نمي‌برد. همان طور كه انسان معتادي كه مزاجش را مسموم كرده است، نمي‌تواند از عسل لذّت ببرد و فقط از آن سمّ، لذت مي‌برد لذا كسي هم كه مزاج روحي خود را مسموم كند از تلاوت قرآن لذّت نمي‌برد؛ چرا كه گناهان مانع مي‌شوند وي طعم گواراي كلام الهي را بچشد.
قرآن اثر جود و بخشش الهي است كه بر قلب بهترين افراد بشر نازل شده است، و پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم در رساندن اين بخشش الهي كوتاهي نكرده، بلكه همة آن عطايا و مواهب الهي را به انسان‌هاي مستعد و قابل، ابلاغ كرده است.
قرآن به منزلة يك تكليف محض نيست، بلكه عطاي خاص الهي است و چون آن حضرت در رساندن بخشش و بذل خداوند كوتاهي نكرده است، شما هم در پذيرش و فهميدن آن كوتاهي نورزيد.
پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
قرآن در گمراهي، ماية هدايت و در نابينايي، ماية روشني و موجب بخشش لغزش‌ها است. قرآن انسان را از نابودي حفظ مي‌كند و از انحراف رهايي مي‌بخشد، فتنه‌ها را روشن مي‌سازد، آدمي را از دنيا به آخرت مي‌رساند، و كمال دين در آن نهفته است. هر كس از قرآن فاصله گرفت در آتش افتاده است.[2]
قرآن همان قانون خدايي و ناموس آسماني است كه اصلاح دين و دنياي مردم را به عهده گرفته و سعادت جاوداني آنان را تضمين كرده است.
آيات آن سرچشمة هدايت، راهنمايي و كلماتش معدن ارشاد و رحمت است. كسي كه به سعادت هميشگي علاقمند است، و سعادت و خوشبختي هر دو جهان را مي‌خواهد داشته باشد، بر وي لازم است كه روز و شب با قرآن تجديد عهد كرده و ارتباطش را با آن محكم و استوارتر سازد، و آياتش را به حافظة خود سپرده و با مغز و فكر خويش در آميزد تا در پرتو آن كتاب آسماني، به سوي رستگاري و سعادت جاوداني رهنمون شود.

[1] . مستدرك الوسايل، ج 4، ص 236.
[2] . مستدرك حاكم، ج 1، ص 571.

——————————————

شأن و مقامِ قرآن در روایات

قرآن را بر ديگر سخنان رفعتي است كه در وصف نمي‎گنجد و آنها را قياس با قرآن نتوان نمود همچنان كه نه مخلوق را با خلق مي‎توان سنجيد و نه افعال آنان را با فعل خدا مي‎توان مقايسه كرد:
«فَضْلُ الْقُرآنِ عَلي سائِر الكَلام كَفَضْل اللهِ عَلي خَلْقِهِ».[1]
«اِنَّ كَلامَ الباري سُبحانَهُ لايَشْبَهُ كَلامَ الخَلْقِ كَما لايَشْبَهُ أفعالُهُ أفعالَهُم»[2]
مگر نه اينكه قرآن تجلّيِ خاصِ خداوند سبحان مي‎باشد بي‎آنكه به چشم بصر بتوان مشاهده كرد، و به چشم بصيرت به كُنهِ ذاتش پي برد:
«فَتَجَلّي لَهُم سُبْحانَهُ في كِتابِهِ مِنْ غَيْرِ اِنْ يَكُونُوا رَأوْهُ بِما أراهُم مِنْ قُدْرَتِهِ».[3]
تجلّي اعظمي كه ملموس‎ترين و مشهودترين شهود و حضور را جلوه‎گر است:
«اللّهُمَّ اِنّي أسئلُكَ بِالتَّجلّيِ الأعْظَمِ في هذِهِ اللَّيْلَةِ مِنْ الْشَهْرِ المُعَظَّمِ».[4]
از اين رو، آنكه شوق ديدار معشوق بسر مي‎پروراند و در هوايِ وصالش، شب را به صبح مي‎رساند و از درد هجران و لذتِ حضور به سجده در آمده، مُهر از رازِ دل برگرفته، عقده‎ها را گشوده، در خلوتِ انسِ محبوب به نجوا در آمده است و گريان و نالان درمانِ درد مي‎جويد و سكونت در جوارش را مسئلت مي‎نمايد.[5]
و آنكه در بازار پرغوغاي زندگي، بهشت برين را بر متاع فاني ترجيح داده، چشمِ اميد به نعمت ابدي دوخته است.
و آنكه از خوفِ غضبِ الهي، از لذتِ حرام، دست شسته، به انتظار عفو و مغفرت الهي نشسته است،[6] همه و همه بايد بسوي قرآن شتاب گيرند تا بقدرِ توان از سفرة گسترده الهي بهره‎مند گشته، مطلوبِ خويش را بدست آورند:
«اَلا مَنِ اشْتاقَ اِلي اللهِ فَليَسْتَمِعْ كَلامَ اللهِ».[7] (ص)
(آگاه باشيد هر كه شوقِ ديدار خدا دارد پس به سخن خدا (قرآن) گوش فرا دهد).
«اذا أحَبَّ أحَدُكُم اَنْ يُحدِّثَ رَبَّه فَلْيَقرءِ القُرآنَ».[8] (ص)
(هرگاه يكي از شما عشق و علاقه داشت كه با پروردگارش سخن تازه كند پس قرآن بخواند).
«القرآنُ مَأدُبَةُ اللهِ فَتَعَلَّمُوا مِنْ مَأدُبَتِهِ مَا اسْتَطَعْتُمْ».[9]
(قرآن سفره گسترده الهي است پس به تعليم از سفره گسترده‎اش بقدر توان برگيريد).
به پيام ملكوتي قرآن ناطق، علي ـ عليه السّلام ـ ، گوش فرا دهيم كه چه زيبا از عظمت قرآن و ضرورت انس و تدبر در آن، سخن مي‎گويد:
«وَ أعلَمُوا أنَّ هذا الْقُرآنَ هُو النّاصِحُ لا يَغشُّ وَ الْهادِي الْذّي لا يُضِّلُ وَ الْمُحدِّثُ الْذي لا يَكْذِبُ وَ ما جالَسَ هذا الْقُرآنَ أحَدَ الّا قامَ عَنْهُ بِزيادَةٍ اَو نُقصانٍ؛ زيادَةٍ في هُديً اَوْ نُقْصانٍ في عَميً».
(آگاه باشيد كه اين قرآن يگانه خيرخواهي است كه تقلب و خيانت نمي‎كند و هدايتگري است كه گمراه نمي‎نمايد و سخنگويي است كه دروغ نمي‎گويد، هيچ كس هم نشين با اين قرآن نگشت مگر اينكه از كنار قرآن با افزايشي و يا كاهشي برخاست، افزايشي در هدايت و يا كاهشي از كوري و ضلالت).
«وَ اعْلَمُوا أنَّه عَلي أحَدٍ بَعْدَ الْقُرآنِ مِنْ فاقَةٍ، وَ لا لأحَدٍ قَبْلَ الْقُرآنِ مِنْ غِنيً، فَاستَشْفُوا مِنْ أدْوائِكُمْ، وَ استَعينُوا بِهِ عَلي لأوائِكُم فَإِنَّ فيه شِفاءً مِنْ أكْبَرِ الداءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ الْنِفاقُ وَ الْغَيُّ وَ الْضَلال.
فَاسألُوا اللهَ بِه وَ تَوجَّهُوا إِليه بِحُبِّهِ، وَ لا تَسْألُوا بِهِ، إنَّهُ ما تَوجَّهَ الْعِبادُ إِليَ اللهِ بِمِثْلِهِ».
(و آگاه باشيد كه بركسي از پسِ قرآن فقري نخواهد بود و نه براي كسي قبل از قرآن غنايي حاصل است پس به جهت دردهايتان، از قرآن بهبودي طلب نماييد و بواسطة قرآن بر سختيها ياري جوييد، چرا كه در آن شفايي است از بزرگترين دردها، و آن كفر است و نفاق و تباهي است و ضلالت، پس بواسطة قرآن ازخدا درخواست كنيد و با عشق به قرآن بسويش روي آوريد و با آن از خلقش چيزي نخواهيد چرا كه بندگان (تاكنون) با چيزي همانند قرآن بسوي خدا روي نياورده‎اند).
وَاعْلَمُوا أنَّه شافِعٌ مُشَفَّعٌ، و قائِلٌ مُصَدَّقٌ، وَ أنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرآنُ يَومَ القيامَةِ شُفِّعُ فيه، وَ مَنْ محَلَ بِهِ الْقُرآنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ صُدِّقَ عَلَيه، فإنَّه يُنادي مُنادٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ: «ألا كُلُّ حارِثٍ مُبْتَليً في حَرْثِهِ وَ عاقِبَةِ عَمَلِه غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرآنِ».
(و آگاه باشيد كه او شفاعتگري است مورد قبول و گوينده‎اي است مورد تصديق، و بي‎شك هر كه را قرآن در روز قيامت شفاعت كند بي‎درنگ پذيرفته خواهد شد و از هر كه قرآن شكايتي نمايد بلافاصله تأييد خواهد گشت چرا كه فريادگري در روز قيامت ندا مي‎كند: «بهوش باشيد هر كِشتكاري در كِشتة خود و عاقبت عملش گرفتار است مگر كشتكاران قرآن»).
«فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أتْباعِهِ وَ استَدِلُّوهُ عَلي رَبِّكُم وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلي أنْفُسِكُمْ وَ اتَّهِمُوا عَلَيْه آرائكُمْ وَ اسْتَغِشُّوا فيهِ أهْواءَكُم».[10]
(پس از كشتكاران و پيروان قرآن باشيد و از آن بسوي پروردگارتان رهنمايي طلب كنيد و از آن بر جانتان خيرخواهي جوييد و در برابر نظراتتان را متّهم نماييد و در حوزة قرآن اميالتان را خيانتكار تلقي كنيد).
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در خطبه‎اي جامع، حقيقت دنيا و جايگاه قرآن و شأن و مقامش را بيان مي‎كند:
«أيُّها الناسُ إنَّكُم في دارِ هُدْنَةٍ وَ أنْتُم عَلي ظَهْر سَفرٍ وَ الْسَّيْرُ بِكُم سَريعٌ وَ قَدْ رَأيْتُم اللَّيْلَ وَ الْنَهارَ و الْشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ يُبْليانِ‌ كُلَّ جَديدٍ و يُقَّرِبانِ كُلَّ بَعيدٍ و يَأتيانِ بِكُلِّ مَوْعُودٍ فَأعِدُّوا الجَهازَ لِبُعْدِ الْمَجاز.
قالَ: فَقامَ مِقْدادُ بْنُ الْأسْوَدَ فَقالَ يا رَسُولَ اللهِ، وَ ما دارُ الْهُدْنَة؟
فَقالَ: دارُ بَلاغٍ وَ انقِطاعٍ، فَإِذَا التَبَسَتَ عَلَيْكُمْ الْفِتَنُ كَقِطَعِ الْلَّيَلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرآنِ فَإنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّع‏ٌ و ما حِلٌ مُصَدَّقٌ، وَ مَنْ جَعَلَهُ أمامَهُ قادهُ إِلَي الْجَنَّةِ وَ جَعَلَهُ خَلْفَهُ ساقَهُ إِلَي الْنارِ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ، وَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظاهِرُهُ حُكْمٌ وَ باطِنِهُ عِلْمٌ، ظاهِرُهُ اَنيقٌ وَ باطِنهُ عميقٌ، لَه تخُومٌ وَ عَلي تُخُومِهِ تُخُومٌ، لا تُحْصي عَجائِبُهُ وَ لا تُبْلي غَرائِبُهُ، فيهِ مَصابيحُ الْهُدي وَ مَنارُ الْحِكْمَةِ وَ دَليلٌ علي الْمَعْرِفَةِ لِمَنْ عَرَفَ الْصِّفَةَ فَلْيُجْلِ جالٍ بَصَرَهُ وَ لْيُبْلِغِ الْصِّفَةَ نَظَرهُ، يَنْجُ مِنْ عَطَبٍ وَ يَتَخَلَّصْ مِنْ نَشَبٍ فَإنَّ الْتّفكُرَ حَياةُ قَلْبِ الْبَصيرِ، كَما يَمْشِي الْمُسْتَنيرُ في الْظُلُماتِ بِالْنُورِ، فَعَلَيْكُم بِحُسْنِ الْتَّخَلُّصِ وَ قِلَّةِ الْتَّرَبُّصِ».[11]
(اي مردم شما در خانة صلح و آرامش بسر مي‎بريد در حاليكه بر پشت مركب سفر قرار گرفته‎ايد و حركت دادن شما با سرعت انجام مي‎پذيرد و بي‎شك شب و روز و خورشيد و ماه را ديده‎ايد كه هر تازه‎اي را كهنه و هر دوري را نزديك و هر موعودي را محقق مي‎گردانند؛ پس وسايل سفر را جهتِ دوري مسير گذر مهيّا سازيد.
پس مقداد بن أسود برخاست و گفت: اي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ خانه صلح و آرامش (دارهدنة) چيست؟
فرمودند: خانة كسب توشه براي رسيدن به مقصد و منقطع شدن از دنياست.
پس هرگاه فتنه‎ها همچون پاره‎هاي شبِ ظلمت افزا شما را فراگرفت و به شبهه انداخت پس بر شما باد مصاحبت با قرآن، چرا كه آن شفاعتگري مورد پذيرش و شكايت كننده‎اي مورد تصديق مي‎باشد؛ و هر كه او را در پيش رويش قرار دهد، او را به سوي بهشت خواهد كشانيد و هر كه او را در پشت خود قرار دهد او را به سوي آتش به پيش خواهد راند.
و قرآن يگانه راهنماست كه بر بهترين راه راهنمايي مي‎كند و او كتابي است كه در آن تفصيل و توضيح و برگرداندن به حاصل كلام موجود است.
و او يگانه سخن قاطع و جدي است كه با شوخي همراه نيست.
و او را ظهر و بطني است، پس ظاهرش حكم و باطنش علم مي‎باشد، ظاهرش بسيار جذّاب و دلربا و باطنش ناپيداست، او را نهايتها و ريشه‎هايي است و برنهايتهايش، نهايتهايي است كه شگفتيهاي آن به شمارش در نمي‎آيد و عجايب نامأنوسش كهنه نمي‎گردد، در آن چراغ‎هاي هدايت و منار حكمت قرار دارد، و (قرآن) راهنمايي بر شناخت حقيقت است براي آنكه صفت قرآن را بشناسد پس بايد هر محققي ديده‎اش را به گردش در آورد و نگاه دقيقش را به نهايت صفت قرآن رساند كه در نتيجه از هلاكت نجات و از گرفتاري‎ رهايي مي‎يابد، چرا كه تفكر در قرآن موجب حياتِ دلِ فرد بيناست همان گونه كه شخص در تاريكي‎ها با استمدادِ از نور گام بر مي‎دارد. پس بر شما باد التزام به زيبا رها شدن و كميِ انتظار كشيدن و معطل شدن).
قرآن را حقيقتي است ماوراء الفاظ آن كه در قيامت، در زيباترين صورت، جلوه‎گر مي‎شود و از نظر زيبايي و عظمت بر همة مسلمين و شهدا و أنبيا و فرشتگان مقرّب، پيشي جسته در صفّ مقدّمِ مقامِ قرب الهي قرار مي‎گيرد و به شفاعت از اهل قرآن مي‎پردازد[12] و هر مؤمني را به اندازه انس و عملِ به قرآن به درجه‎اي از درجات بهشت هدايت مي‎كند.[13]


[1] . بحار، ج 92، ص 19.
[2] . بحار الانوار، ط بيروت، ج 89، ص 107 و ج 90، ص 90.
[3] . نهج البلاغه، خ 147.
[4] . مفاتيح، دعاي شب مبعث.
[5] . ر.ك: بخش الگوها، فصل 4.
[6] . إنَّ قَوماً عَبدُوا اللهَ رَغْبَةً فتِلكَ عِبادَةُ التُّجارِ، و إنَّ قَوماً عَبدُوا اللهَ رَهْبَةً فتِلكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ و إنَّ قَوماً عَبدُوا اللهَ شُكراً فتِلكَ عِبادَةُ الأحرارِ (نهج، ك 237)، در روايتي بجاي «شُكراً»، «حُبّاً» آمده است (ميزان الحكمة، ج 6، ص 17).
[7] . كنز العمال، خ 2472.
[8] . كنز العمال، خ 2258.
[9] . (بحار، ج 92، ص 19- بدون مِن ـ) (كنز العمال، خ 2356، ان هذا القرآن…)
[10] . نهج البلاغه، خ 176.
[11] . اصول كافي، ج 2، ص 599، ح 2.
[12] . اصول كافي، ج 2، كتاب فضل قرآن، ح 1، 11، 12، 14؛ باب فضل حامل قرآن، ح 3 و 4.
[13] . اصول كافي، ج 2، كتاب فضل قرآن، ح 1، 11، 12، 14؛ باب فضل حامل قرآن، ح 3 و 4.

ولي الله نقي پورفر- تدبر در قرآن

—————————————————-

جامعیت قرآن

قرآن پيام حيات‌بخش و جاويداني است كه براي هدايت بشريت به سوي سعادت نازل شده است و انسان‌ها را به علم، پاكي و صداقت فراخوانده، حيات طيبه را به آنها مي‌نماياند.
اين نوشتار در پي آن است تا ديدگاه‌هاي مختلف دربارة جامعيت قرآن را بررسي كند. و به پرسش‌هاي زير پاسخ دهد:
الف) آيا قرآن شامل تمام علوم و فنون و قوانين اجتماعي، حقوقي و… است؟
ب) آيا قرآن فقط در صدد بيان مطالب اُخروي و معنوي است و كاري با زندگي مادي و دنيوي انسان ندارد؟
ج) آيا قرآن توان پاسخ‌گويي به نيازهاي انسان در عصر حاضر را دارد؟
در پاسخ به اين پرسش‌ها كه در حقيقت سؤال از جامعيت قرآن در پاسخ‌‌گويي به نيازهاي اخروي و دنيوي انسان است، سه ديدگاه عمده قابل طرح است، كه به طور مختصر به نقد و بررسي آنها خواهيم پرداخت.
ديدگاه اول: قرآن جامع همة علوم و فنون است.
برخي از صاحب‌نظران[1] مسلمان بر اين نظر هستند كه همه علوم و فنون و مطالب حتي فرمول‌هاي رياضي، فيزيك و شيمي در قرآن وجود دارد و قابل استخراج مي‌باشند. آنان مي‌گويند: همه علوم اولين و آخرين در قرآن وجود دارد.[2] اين گروه به آياتي از قرآن كريم استدلال مي‌كنند كه مي‌فرمايد:
«وَ نزَّلْنا عَلَيْكَ‌ الكِتابَ تبْيناًّ لِكُلِّ شيءٍ»[3] و كتاب را بر تو نازل كرديم در حالي كه بيان كنندة همه چيز است». و نيز «وَ لارَطْبٍ وَلايابِسٍ الّا في كتابٍ مُبين»[4] و هيچ تر و خشكي (در جهان) نيست مگر آن كه در كتاب مُبين (نوشته شده) است.
آنان در اين راستا به آيات ديگري از قرآن كريم نيز استدلال مي‌كنند كه ادعا مي‌شود به علوم رياضي، ماشين‌سازي، ميكروب‌شناسي، شيمي‌ و هندسه اشاره دارد.[5] و برخي اوقات به مسئله‌ي بطون قرآن استدلال مي‌كنند. يعني هر آيه‌اي ظاهر و باطن دارد. باطن قرآن براي همة افراد قابل فهم نيست و بسياري از اين علوم مربوط به آن است.[6]
كشفيات و اختراعات جديد در قرون اخير ـ كه بسياري از حقايق قرآن (مثل زوجيت گياهان ـ حركت زمين و…) را اثبات كرده است ـ اين ديدگاه را تقويت مي‌كند.[7]
نقد ديدگاه اول
اين ديدگاه از چند جهت قابل نقد است:
1. ظهور آياتي كه به عنوان دليل آورده شده بود (مبني بر اين كه همه چيز در قرآن است) قابل قبول نيست. زيرا از طرفي اين مطلب بر خلاف بداهت است؛ يعني هر كس قرآن را مطالعه كند متوجه مي‌شود كه فرمول‌هاي رياضي، فيزيك و شيمي و امثال آنها در ظواهر قرآن وجود ندارد و از طرف ديگر بسياري از مفسران اين عموميت و شمولِ ظواهر آيات قرآن را انكار كرده‌اند و گفته‌اند كه قرآن بيان‌كنندة هر چيزي است كه مربوط به هدايت بشر باشد. يعني اين آيه مخصوص امور ديني است.[8] برخي ديگر از مفسران گفته‌اند كه ممكن است مقصود از لفظ «كتاب» در آيه شريفة قرآن «علم الهي» يا «لوح محفوظ» و يا «امام مبين» باشد.[9]
2. ظهور آياتي كه براي اثبات علوم رياضي، هندسه و… در قرآن استدلال كرده‌اند بسيار ضعيف است و گاهي اصلاً دلالتي بر اين مطلب ندارد. (البته اشاره‌ها و مثال‌هاي علمي در قرآن وجود دارد كه در ديدگاه سوم توضيح داده مي‌شود).
3. در مورد بطون قرآن بايد گفت كه اين مورد از بحث خارج است، زيرا آنچه براي انسان‌هاي معمولي (غير از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ) قابل دسترسي است، همين ظواهر قرآن است كه مربوط به هدايت بشر است نه علوم و فنون.
ديدگاه دوم: قرآن فقط كتاب آخرت است.
برخي از صاحب‌نظران بر اين نظر هستند: «قرآن براي بيان احكام آخرت و مسايل جنبي آن آمده است».[10] اينان، شأن قرآن را بالاتر از آن مي‌دانند كه دربارة مسايل اين دنياي خاكي سخن گويد. اگر قرآن گاهي از مسايل اين جهان (اعم از اشاره‌هاي علمي و تكويني مثل هفت آسمان ـ حركت خورشيد و… و يا مطالب حقوقي و اجتماعي مثل حدود، ارث، ربا و… و يا هنگامي كه از جن، روح و… ياد مي‌كند) براي همراهي با فرهنگ زمانه بوده است، نه اين كه در مقام بيان حقايقي باشد. اين‌ها مي‌گويند:
«معقول نيست كه از كتب مقدس ديني، چه قرآن و چه غير آن انتظار داشته باشيم كه در صدد تشريح و حتّي اشاره به چگونگي آسمان و جهان باشند». بر طبق اين ديدگاه قرآن وام‌دار مسايل رايج زمان خويش است و «قرآن زباني ديگر دارد. قرآن در مقام بيان مسايل معنوي و اخلاقي و تربيتي است». كتاب خدا در نهايت انسان‌ها را دعوت مي‌كند كه قشر و پوستة قرآن را فروگذارند و با عقل خود به حل و فصل همه امور بپردازند.[11]
از ظاهر سخنان اين افراد بر مي‌آيد كه قرآن جامع مسايل مربوط به آخرت است و از مسايل دنيوي بيگانه است. هر چند ممكن است كه اين ديدگاه به طور كامل مورد قبول همه طرفداران اين ديدگاه نباشد.
از طرفداران اين ديدگاه مي‌توان به ابواسحاق شاطبي (790 ق) اشاره كرد كه به اين نظريه تصريح مي‌كند.[12] هم چنين از لازمة سخن برخي از نويسندگان معاصر كه مي‌گويند اشارات علمي و احكام حقوقي، جزائي و اجتماعي اسلام بازتاب فرهنگ زمانه است[13] همين نظريه استفاده مي‌شود. از سخن اين دسته اخير چنين برمي‌آيد كه قرآن در دنياي فعلي قابل اجرا نيست. زيرا احكام آن مربوط به عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بوده است و در دنياي كنوني انسان بايد بر طبق عقل عمل كند.
دلايل صاحبان اين ديدگاه به طور عمده عبارت‌است از:
1. تأثير فرهنگ زمانه عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در قرآن كريم؛ براي مثال قرآن از روح و جن و حدود جزايي سخن گفته است كه در ميان عرب رايج بوده است.
2. قرآن به زبان قوم سخن گفته است.[14] بنابراين مطالبي كه در ميان مردم رايج بوده و جزيي از فرهنگ آنان بوده است در قرآن راه پيدا كرده است.[15]
نقد ديدگاه دوم
همان‌گونه كه ديدگاه اول (وجود همه علوم بشري در قرآن) راه افراط را در پيش گرفته بود. اين ديدگاه نيز راه تفريط را پيموده است. در حالي كه قرآن كتابي معتدل است كه، هميشه راه ميانه و اعتدال را حفظ كرده است. يعني هم به دنيا و هم به آخرت توجه نموده است. قرآن نه مانند تورات است كه در سراسر آن سخني از معاد نمي‌گويد و نه مانند انجيل، كه همه توجه آن به آخرت معطوف باشد.[16] همان‌طور كه در قرآن بيش از 1200 آيه (يك پنجم قرآن) مربوط به معاد است بيش از 750 آيه نيز مربوط به طبيعت و جهان اطراف ماست.[17]
بسياري از آيات قرآن مسايل اجتماعي و حقوقي مثل ولايت، اطاعت از پيامير ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينان ايشان، مسايل جنگ و جهاد و دفاع، حرمت ربا، حلال بودن معاملات، حقوق زن و شوهر، مبارزه با مفاسد اجتماعي مانند زنا و موارد ديگر را بيان مي‌كند (در ديدگاه سوم به اين مطلب بيشتر مي‌پردازيم). با اين حال آيا مي‌توان گفت كه قرآن فقط مربوط به مسايل معنوي و آخرتي است؟ اگر اين گونه از آيات قرآن را كنار بگذاريم ما شايد مجبور شويم قرآن را نصف كنيم.
از طرف ديگر اين ديدگاه مستلزم ناقص بودن قرآن است. يعني قرآن به بُعد معنوي انسان توجه كرده ولي به بُعد مادي انسان و دنيايي كه مزرعة آخرت است توجه نكرده است و اما در پاسخ به دلايل و استدلال‌هاي اين گروه بايد گفت: «لسان قوم» در لغت و اصطلاح مفسرين به معناي «لغت قوم»[18

است. يعني پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ كه عرب بوده است به زبان عربي سخن گفته است تا مردم سخن ايشان را زودتر و بي‌واسطه بفهمند. پيامبران ديگر نيز هر كدام به لغت قوم خود سخن گفته‌اند. بنابراين سخن گفتن به «لغت قوم و مردم» مستلزم پذيرش تمام فرهنگ آنان نيست. بلي، قرآن هم‌چون هر كتاب ديگر كه به زبان يك ملت نوشته مي‌شود از لغت‌ها، تشبيه‌هاي و كنايه‌هاي آنها استفاده كرده است. ولي اين به معناي پذيرش خرافات و مطالب خلاف علمي آن قوم نيست.
اما در مورد «فرهنگ زمانه» بايد گفت كه قرآن كريم در مورد فرهنگ زمانة عرب معاصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به صورت گزينشي عمل كرده است. يعني عناصر منفي آن فرهنگ را رد كرده و نپذيرفته است. براي نمونه مي‌توان به نفي زنده به گور كردن دختران (تكوير/ 8) و ردّ قانون ظهار كه در عرب مرسوم بوده است (احزاب/4) و نفي بت‌پرستي و شرك كه عقيده رايج عرب بوده است اشاره كرد. از طرف ديگر قرآن عناصر مثبت فرهنگي عرب را تأييد كرده است. زيرا بسياري از اين عناصر مثبت، ريشه در اديان الهي مانند دين حنيف حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ داشته است. مثل پذيرش مراسم حج.
بر اين اساس قرآن تابع محض فرهنگ زمانة خويش نبوده است و نمي‌توان گفت احكام قرآني مثل حدود، حج، حرمت ربا و… را بايد گنار گذاشت به دليل آن كه از فرهنگ زمانه عرب ناشي شده است. زيرا همه اين‌ها احكام الهي است كه در قرآن آمده و از آنجا كه اسلام و احكام آن جاوداني است اجراي اين احكام نيز براي هر مسلماني در هر زمان و مكان (مگر در شرايط ضرورت و اضطرار) لازم است.
ديدگاه سوم: قرآن كتاب هدايت‌گر انسان درامور مادي و معنوي است
بسياري از انديشوران و دانشمندان بر اين عقيده هستند كه قرآن كريم كتاب هدايت انسان به سوي خدا و برنامة كلي براي زندگي دنيوي انسان كه سازندة معنويتي پربار و آخرتي آباد است ـ مي‌باشد. به عبارت ديگر قرآن جامع اموري است كه مربوط به هدايت انسان (اعم از امور مادي و معنوي) است.

[1] . از جمله ابوحامد غزالي (م 505 ق) در كتاب «احياء العلوم» (ج1، ص 289، چاپ دارالمعرفة، بيروت) و در كتاب جواهر القرآن، فصل چهارم، ص 18.
ـ ابوالفضل المرسي (570 ـ655 ق) در كتاب تفسير خود.
ـ بدرالدين زركشي (م764 ق) در «البرهان» ج2، ص 181.
ـ جلال‌الدين سيوطي (م 991 ق) در «الاتقان في علوم القرآن» ج2، ص 271 و ص 282، و در كتاب «الاكليل في استنباط التنزيل» ص2 و آخرين تمايل به اين ديدگاه از آقاي «رضا نيازمند» است. در نشرية بينات، سال سوم، تابستان 1375، ش10، ص 21.
[2] . ر.ك: دكتر ذهبي در التفسير و المفسرون، ج 2، صص 482-478، وي اين كلام را از ابوالفضل المرسي نقل مي‌كند.
[3] . سوره النحل، (16)، آيه 89.
[4] . سوره انعام، (6)، آيه 59.
[5] . ر.ك:‌ عباسعلي سرفرازي، رابطه علم و دين، ص 47 ـ 9، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
[6] . عن النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ ما انزل الله عزوجل آيةً الّا و لهاظهر و بطن… (ر.ك: ميزان الحكمة، ج 8، ص 94 و بحارالانوار، ج 92، ص 95.
[7] . براي اطلاعات بيشتر از اين ديدگاه، ر.ك: كتاب درآمدي بر تفسير علمي قرآن، انتشارات اُسوه (1375 ش) و مقاله وجود همه علوم بشري در قرآن گاهنامه ذكري (مركز فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه شماره 1، 1376) از نگارنده.
[8] . ر.ك: رشيد رضا، المنار، ج 7، ص 395 و طنطاوي، تفسير الجواهر، ج 8، ص 130 و ذهبي، التفسير و المفسرون، ج 2، ص 489 و الميزان، ج 14، ص 325.
[9] . ر.ك مجمع البيان، ج 4، ص298 و الكشاف، ج 2، ص،ص 31 ـ 21، و الجواهر، ج 4، ص 37، (چاپ السلاميه) و البرهان، ج 1، ص 524.
[10] . ابواسحاق شاطبي (م 790 ق)، الموافقات، ج 2، صص 76 ـ 69 به نقل از التفسير و المفسرون، ج 2، ص 485.
[11] . براي اطلاعات بيشتر از اين ديدگاه رجوع كنيد به دانشگاه انقلاب، ش 110 ص 127، به بعد مقاله مقصود فراست ‌خواه و مجله بينات، ش 5، ص 90 مقاله بهاء الدين خرم‌شاهي.
[12] . ابواسحاق شاطبي (م 790 ق)، الموافقات، ج 2، ص 76-69، به نقل از التفسير و المفسرون،‌ج 2، ص 485.
[13] . براي اطلاعات بيشتر از ديدگاه رجوع كنيد به دانشگاه انقلاب، ش 110، ص 127، به بعد مقاله مقصود فراست‌خواه و مجله بينات، ش 5، ص 90 مقاله بهاء الدين خرم‌شاهي.
[14] . «و ما ارسلنا من رسولٍ الابلسان قومه» سورة ابراهيم، آيه 4.
[15] . براي اطلاعات بيشتر از ديدگاه رجوع كنيد به دانشگاه انقلاب، ش 110، ص 127، به بعد مقاله مقصود فراست‌‌خواه و مجله بينات، ش 5، ص 90، مقالة بهاء الدين خرم‌شاهي.
[16] . منظور تورات و انجيل، تحريف شدة فعلي است.
[17] . ر.ك:‌مهدي گلشني، قرآن و علوم طبيعت، ص 104.
[18] . ر.ك: مصطفوي: التحقيق في كلمات قرآن. و نيز تفسير الميزان، مجمع‌البيان و نمونه كه در تفسير آيه 4 از سوره ابراهيم ـ عليه السّلام ـ اين مطلب را تذكر داده‌اند

—————————————————-

در اين ديدگاه چند نكته اساسي وجود دارد:
1. قرآن كتاب «هدايت» انسان به سوي خدا است و اين هدف اصلي قرآن است.
2. انسان موجودي تك بُعدي نيست؛ بلكه داراي دو بُعد مادي و معنوي است.
3. قرآن به اين ابعاد انسان توجه كرده است و يك برنامه كلي، كه شامل سعادت دنيوي و اخروي انسان است، ارايه مي‌كند.
4. در قرآن همان‌گونه كه به مسايل معنوي و روحي انسان توجه شده است، به مسايل ديگري از قبيل مسايل حكومتي، اقتصادي، حقوقي، تربيتي، علمي و… نيز توجه شده است. در اين راستا و در جهت هدايت انسان، حتيّ اشاره‌هايي علمي مطابقِ واقع، به صورت مثال‌هايي مانند حركت زمين، خورشيد، زوجيت گياهان و[1]…) آمده است، هم‌چنان كه داستان‌هاي واقعي و قصه‌هايي از امت‌هاي پيشين نيز بيان شده است.
5. قرآن كتاب شيمي. فيزيك و علوم ديگر نيست واين اشاره‌هاي علمي، حقوقي و… هدف فرعي قرآن است، نه هدف اصلي آن. يعني از آنجا كه در فرهنگ اسلامي، دنيا مقدمه و زمينه‌ساز آخرت است، ماديات و زندگي اجتماعي انسان پيوند ناگسستني با معنويات و نيازهاي روحي انسان دارد. بر اين اساس توجه به امور دنيايي در راستاي رشد علمي و ايجاد عدالت اجتماعي لازم است. به عبارت ديگر، وقتي انسان هدايت بيشتري مي‌يابد وبه كمال خود مي‌رسد، كه از شناخت و معرفت بيشتري برخوردار باشد. و در زندگي سالم، پاك و متعادلي داشته باشد.
بنابراين هر چه جامعه‌ عالِم‌تر و پاك‌تر گردد و با عدالت همراه شود، به اهداف اسلام نزديك‌تر مي‌شود. از اين رو قرآن به تمام اين ابعاد توجه مي‌كند و انسان را دعوت به علم، قسط و عدل و دوري از فحشا و منكرات مي‌كند و قوانيني را براي حصول اين اهداف ترسيم مي‌نمايد.
6. بيان مسايل اقتصادي، سياسي، علمي، حقوقي و… در بسياري از موارد به صورت قواعد كلي است كه انسان را به هدايت الهي نزديك‌تر مي‌كند و غالباً قرآن خود را درگير بيان مسايل جزيي نكرده است، مگر در مواردي خاص، كه لازم بوده است. قرآن مواردي را كه علم وعقل بشر توانايي درك آن را دارد، به عهده او گذاشته است بنابر اين نبايد از قرآن انتظار داشته باشيم تا تمام جزئيات نظام‌هاي سياسي و اقتصادي متناسب با هر زمان را ترسيم كند. چون هدف قرآن اين نيست.
اين وظيفه متخصصان ديني است كه در هر زمان، كليات متناسب با زمان و مكان را از قرآن استخراج كنند؛ تا متخصصان علوم اقتصاد، حقوقي و… در چارچوب آن قواعد كلي، برنامه‌ريزي‌هاي مناسب را به عمل آورند.
دلايل ديدگاه سوم
نظريه و ديدگاه سوم از روح تعاليم اسلام و قرآن برداشت مي‌شود و دقت در آيات قرآن آن را به اثبات مي‌رساند، در اين جا عقيده برخي از صاحب‌نظران را مطرح مي‌كنيم.
علامه طباطبايي(ره) در مورد هدف اصلي قرآن در تفسير آيه (و نزّلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيء
[۲

مي‌فرمايد:«ظاهراً مراد از «كل شيء» هر چيزي است كه به هدايت مربوط باشد، هر چه كه مردم در مورد مبدأ و معاد، اخلاق فاضله، شرايع الهيه، قصص و موعظه‌ها احتياج دارند.»[3]
روشن است كه منظور ايشان اين است كه هدف اصلي قرآن، هدايت مردم به سوي خدا است و برخي از اين امور مثل شرايع الهيه، اعم از امور دنيوي و اخروي است يعني در شريعت بيان مطالب عبادي، معاملات، احكام جزايي و… مي‌شود. هم‌چنين استاد مصباح يزدي مي‌نويسد: «قرآن كتاب انسان‌سازي است و نازل شده است تا آنچه را كه بشر در راه تكامل حقيقي (تقرب به خداي متعال) نياز دارد به او بياموزد».[4] ايشان با تذكر اين نكته كه قرآن كتاب فيزيك، گياه‌شناسي، زمين‌شناسي و كيهان‌شناسي نيست مي‌فرمايد: «قرآن در صدد و جايگاه حل مسايل علمي نيست. البته آن چه فرموده باشد حق است و اگر اشاره‌اي به نكته‌اي علمي داشته باشد و به راستي لفظ قرآن بر آن دلالت كند حق است. و جاي هيچ حرفي نيست.»[5]
قرآن و روابط انسان
در يك تقسيم، انسان در چهار محور اساسي، رابطه دارد و قرآن به همه آن‌ها توجه كرده است.
الف) رابطه انسان با خدا
بسياري از آيات قرآن كريم مربوط به تنظيم رابطه انسان با مبدأ هستي است و سعي شده تا راه‌ها و برنامه‌هاي عبوديت و نزديكي به خدا را به او نشان دهد. بيان انواع عبادات مانند نماز، روزه، حج و گشايش باب دعا از اين قبيل است. بر اين اساس قرآن انسان مسلمان را هدف‌مند مي‌كند و از پوچي‌ و سرگرداني نجات مي‌دهد. زيرا توجه وي را به آغاز جهان و انتهاي آن (معاد) معطوف مي‌دارد.
ب)رابطه انسان با خود
برخي از آيات قرآن انسان را دعوت به خودشناسي و عدم فراموشي از خود مي‌كند[6] و انسان را از ظلم به خويش بر حذر مي‌دارد. قرآن گناهاني مثل شرك را ظلم به خود مي‌داند.[7] اين دعوت به شناخت و دوري از آلودگي، زمينه را براي رشد و تعالي انسان فراهم مي‌كند.
ج) رابطه انسان با طبيعت
همان‌طور كه گذشت بيش از 750 آيه قرآن مربوط به توجه به طبيعت و خداشناسي از راه جهان است. قرآن كريم انسان را به انديشه در آسمان، زمين، موجودات زنده و حتي غذاي خويش دعوت مي‌كند. قرآن اشاره‌ها و مثال‌هايي از مسايل علمي مي‌زند كه قرن‌ها بعد حقيقت آن‌ها ثابت مي‌شود (مثل زوجيت گياهان). كتاب خدا انسان را به بهره‌برداري معقول از طبيعت فرا مي‌خواند و از او مي‌خواهد كه از چيزهاي پاكيزة آن بخورد.[8]
قرآن جهان طبيعت را آيات الهي معرفي مي‌كند و بدين ترتيب جهان را براي انسان معنادار مي‌كند (ما سميعيم و بصيريم و هُشيم ـ از شما نامحرمان ما خامشيم).
ه) رابطه انسان با خلق
مهم‌ترين محوري كه انسان در زندگي روزمره با آن درگير است، رابطه وي با خلق است. قرآن آيات زيادي در اين مورد ارايه كرده است كه به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم:
حقوق زن و شوهر، حقوق فرزندان و والدين، حق مالكيت، حلال بودن معامله و حرام بودن ربا، ارث افراد از هم ديگر، حقوق كيفري و جزايي مانند قصاص و حدود، ولايت و اطاعت از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينان به حق او در امور سياسي و غيره، اخلاق فردي و اجتماعي، دعوت به قسط و عدل، دستور به جنگ و دفاع (جهاد)، امر به معروف و نهي از منكر.
جمع‌بندي و نتيجه‌گيري
قرآن كريم به تمام ابعاد مادي و معنوي زندگي انسان توجه كرده و جامع مسايلي است كه در راستاي هدايت انسان به سوي خدا است. البته اين به معناي ديدگاه اول (وجود همه علوم در قرآن) نيست. زيرا آنان راه افراط را پيموده‌اند، هم‌چنان كه ديدگاه دوم (قرآن فقط كتاب آخرت) راه تفريط را پيموده است. بلكه قرآن همان‌گونه كه به معنويت و آخرت مي‌نگرد، به دنيا و مسايل آن (كه مقدمه آخرت و معنويت است) توجه دارد.

[1] . ر.ك: سورة يس، آيه 36 ـ سورة نمل، آيه 89، سوره دخان، آيه 10 ـ و براي اطلاعات بيشتر به كتاب درآمدي بر تفسير علمي قرآن (انتشارات اسوه) از نگارنده مراجعه شود.
[2] .سوره نحل، (16) آيه 89.
[3] . الميزان، ج 14، ص 325، (چاپ بيروت).
[4] . استاد مصباح يزدي، معارف قرآن، صص 225 ـ8.
[5] . همان، ص 229.
[6] . ر.ك: سوره مائده (5) آيه 105، سوره حشر (59) آيه 19.
[7] . ر.ك: سوره لقمان (31) آية 13.
[8] . ر.ك: سورة بقره (2)، آيه 172، سوره اعراف(7)، آيه 3۲

محمد‌علي رضايي اصفهاني

———————————————————-

قرآن كتاب نور و ذكر محفوظ

خداي سبحان قرآن را به عنوان نور، معرّفي كرده است: « قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ»[1] و در جاي ديگر مي‌فرمايد: كفّار و منافقين در تلاشند كه نور خدا را با فوت دهانشان خاموش كنند ولي خدا نمي‌گذارد: « يُرِيدُونَ أَنْ ليُطْفئِوُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ الله مُتّمُ نُورِهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[2] از بين بردن قرآن كريم و خاموش كردن اين نور الهي به يكي از دو صورت محقق مي‌شود: يا قرآن را از اساس نابود كنند و يا آن را به صورت كتابي تحريف شده در بين مردم باقي گذارند كه نتواند هدف و رسالت اصلي خود را برساند، بلكه مرد را به ضلالت و گمراهي بكشاند.
برخي به رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ پيشنهاد دادند قرآن را عوض كند: « ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ»[3] يعني يا اين كتاب را عوض كن و يا خطوط اساسي اين قرآن را تغيير بده كه آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: « ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ»[4] عوض كردن يا تغيير دادن قرآن به دست من نيست و من هر چه درباره‌ي دين مي‌گويم يا هرچه مي‌كنم بر اساس وحي الهي است. گروه مزبور كه پيشنهاد تغيير يا تبديل را دادند، قصد داشتند نور خدا را به وسيله‌ي خود پيامبر خاموش كنند و افرادي هم سعي داشتند تا با تبليغات مسموم يا مبارزه با آن در حدّ ادعاي مثل آوري براي قرآن و يا تحريف و دست بردن در قرآن و كم و زياد كردن آن، در نور الهي ضعفي ايجاد كنند و خداي متعال به عنوان قانوني كلّي و هميشگي مي‌فرمايد: « وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[5] خداوند بر خلاف ميل كافران نور خود را تتميم و تأييد مي‌كند.
در سوره‌ي توبه نيز آيه‌أي به همين مضمون آمده: « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[6] تفاوت اين آيه با آيه‌ي سوره‌ي «صف» آن است كه در اينجا مي‌فرمايد ما نمي‌گذاريم آنها خاموش كنند ولي در سوره‌ي صف مي‌فرمايد اينها دارند مقدّمات خاموش كردن نور الهي را فراهم مي‌كنند و ما اجازه‌ي آماده كردن مقدّمات را هم به آنها نمي‌دهيم و نور خود را براي هميشه حفظ مي‌كنيم. متعلّق اراده در « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ» خود خاموش كردن است يعني اراده‌ي خاموش كردن نمودند ولي در « يُرِيدُونَ ليُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ» متعلق اراده، سبب و مقدّمه‌ي خاموش كردن است يعني اراده‌ي كاري را كرده‌اند كه به خاموش كردن منتهي مي‌گردد. «وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ» يعني «يحفظ أصله و يتمّمهُ حدوثاً و بقاءً» خداوند هم اصل قرآن را در مرحله‌ي حدوث و هم در مرحله‌ي باقي ماندن از گزند حوادث حفظ مي‌كند و از هر نقص و آسيبي نگه مي‌دارد؛ زيرا اوست كه بر بندگانش قاهر است: « وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ»[7]
كافران خيال كرده‌اند كه «نور خدا» مانند نور شمع يا كبريت است كه بتوانند آن را با دميدن خاموش كنند. نور قرآن كريم از باب تشبيه معقول به محسوس مانند نورخورشيد است كه هيچ گاه با دميدن خاموش نمي‌شود. البتّه زماني نور خورشيد از بين مي‌رود، ولي نور قرآن براي ابد باقي است. آن روزي كه خورشيد نور خود را از دست مي‌دهد « إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ»[8 تازه روز نور افشاني قرآن كريم است. آن روز روشن مي‌شود كه قرآن، سراسر جهان را نوراني كرده و اين نور براي هميشه باقي خواهد ماند.
كافران درگذشته مي‌خواستند با كشتن پيامبران نور شريعت و دين الهي را خاموش كنند: « وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ»[9] ولي شهادت آنها نور خدا را پر فروغتر كرد. درباره‌ي ائمه ـ عليهم السّلام ـ نيز همين كار را كردند ولي نتيجه برعكس شد. خواستند وجود مبارك سيّد الشهداء ـ سلام الله عليه ـ را بكشند كه نور الهي خاموش شود ولي همان شهادت، نور خدا و دين خدا را براي هميشه تثبيت و تضمين كرد و لذا زينب كبري ـ سلام الله عليه ـ در شام به يزيد فرمود: «كِد كيْدك و ناصب جهدك واسع سعيك فوالله لا تمحو وحينا ولا تميت ذكرنا»[10] هر چه در توان داري به كار گير و هر فكر و حيله‌اي كه مي‌تواني بكار بند، تو هرگز نمي‌تواني وحي ما را خاموش كني و ذكر ما را بميراني و از ياد تاريخ و جوامع بشري ببري.
قرآن، ذكر محفوظ است
از آياتي كه دلالت بر حفظ قرآن از بطلان و تحريف دارد، آيه‌ي كريمه‌ي «رصد» است كه مي‌فرمايد: « فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً* لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَداً»[11] رصد يعني مراقباني كه در كمينند « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ»[12]. خداي سبحان طبق اين آيه، وجود مبارك رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ را در محافظت فرشتگان قرار داده كه برخي پيش ازآن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ هستند تا وحي را از مبدأ نزول، تا قلب مطهّر آن حضرت – صلّي الله عليه و آله ـ همراهي كنند و برخي پس از آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ تا رسول اكرم وحي الهي را صحيح و سالم، نگهداري كرده و به مردم برساند پس اين گونه نيست كه فرشتگان وحي را به آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ برسانند و كار را رها كنند بلكه در مرحله‌ي بعدي نيز حافظ آن هستند « فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ».[13]
خداي سبحان پس از دو آيه‌ي تتميم نور در دو سوره‌ي «توبه» و «صف» اين آيه را آورده است: « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[14] يعني او خدايي است كه رسولش را با كتاب هدايت و دين حقّ فرستاده تا بر همه‌ي دينها غالب و ظاهر گردد گرچه اين پيروزي براي مشركان ناخوشايند باشد. اگر رسالت رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ طبق آيه‌ي «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّه‌ي لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً»[15] جهاني است و قرآن كريم هم « ذِكْرى لِلْبَشَرِ»[16] و « لِلْعالَمِينَ نَذِيراً»[17] است، پس اين قرآن بايد تا قيام قيامت، محفوظ باشد و به همه‌ي افراد بشر برسد. قرآن كريم كه معجزه‌ي ختميه است، وقتي حجت بر مردم خواهد بود كه خود از گزند هرگونه تغييري در امان باشد و فرشتگان، كه مراقبان الهي‌اند، اين وظيفه‌ي مهم را بر عهده دارند.
خداي متعالي در سوره‌ي مباركه‌ي «حجر» مي‌فرمايد: « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[18] يعني به درستي كه ما ذكر را فرستاديم و ما خود حافظ آن خواهيم بود. در اين آيه سه بار فرموده است «ما چنين كرده و مي‌كنيم» كه نشان دهنده‌ي اهميّت مسئله است، و افزون بر اين، چند تأكيد نيز در آيه آمده كه كلمه‌ي «إنَّ»، ضمير منفصل «نحن» و «لام تأكيد» مي‌باشند. مقصود از ذكر در اين آيه، قرآن كريم است نه خود پيامبر زيرا كلمات «انزال» و «تنزيل» براي وحي و كتاب الهي بكار مي‌رود و براي پيامبران معمولاً از كلمه‌ي «ارسال» استفاده مي‌شود. علاوه بر اين، در آيات پيش از اين آيه نيز فرمود: « وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لََمجْنُونٌ»[19] كافران گفتند أي كسي كه ادعا مي‌كني كه اين ذكر برتو نازل شده معاذ الله ـ تو مجنوني ـ كافران به آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ نسبت جنون دادند و قرآن را افسانه‌ي پيشينيان دانستند نه ذكر الهي « إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ»[20]
خداي سبحان از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و كتاب خود دفاع مي‌كند. درباره‌ي رسولش مي‌فرمايد « وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ»[21] و يا: « ن* وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ * ما أَنْتَ بِنِعْمَه‌ي رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ* وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ * وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ* فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ * بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ»[22] يعني قسم به قلم، و آنچه را نويسندگان سطرها با قلم مي‌نويسند، كه تو به لطف و نعمت ويژه پروردگارت ديوانه نيستي، و بي‌گمان براي تو پاداشي بدون انقطاع بي منّت خواهد بود، و به راستي كه تو داراي خُلْق عظيم هستي، پس به زودي خواهي ديد و كافران نيز خواهند ديد كه كدام يك از شما دچار جنون گشته‌ايد.
در دفاع از تهمت افسانه بودن نيز، قرآن كريم را نيكوترين سخن مي‌داند كه هيچ‌گاه كهنه نمي‌گردد و بطلان در آن راه ندارد و آن را ذكر محفوظ و نور خاموش نشدني اعلام مي‌دارد.
مقصود از «حفظ الهي»
مقصود از «حفظ» در اين آيه اين نيست كه قرآن از گزند شبهات علمي حفظ مي‌شود؛ زيرا اين معنا بايد با توصيف قرآن به وصف «حكيم» فهميده شود چنانكه در آيات فراواني «حكيم» بودن قرآن و نزول آن از مبدأ حكمت بيان شد. قرآن، كتاب حكيم و استواري است كه از درون نمي‌پوسد و فرو نمي‌ريزد و در برابر شبهات علمي نيز استوار است.
نيز مراد از «حفظ» اين نيست كه قرآن را در لوح محفوظ نزد فرشتگان يا در مرتبه‌ي علمي امامت، پيش ولي عصر (ارواحنا فداه) حفظ مي‌كنيم؛ زيرا قرآن كريم پيش از آنكه به اين عالم بيايد در لوح محفوظ بود «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ»[23] چه اينكه صرف حفظ آن نزد وليّ غايب (عج) از جوامع بشري مشكل هدايت بشر را برطرف نمي‌كند، بلكه مقصود آن است كه ما قرآن را به صورت ذكر محفوظ نازل كرديم و در آينده نيز آن را از تصرف و زياده و نقصان حفظ مي‌كنيم. كارهايي كه خداي سبحان به خود نسبت مي‌دهد، ريشه‌ي صفت مشبهّي دارد، گرچه به صورت اسم فاعل بيان مي‌شود و كلمه‌ي «حافظون» نيز معناي حفظ مستمر را كه مناسب با ذات اقدس اله است، مي‌رساند.
بنابر آنچه گفته شد، قرآن كريم، آخرين كتاب و معجزه‌ي ختميّه‌اي است كه براي هدايت همه‌ي بشريت آمده و حجّت بر آنان است و بر اساس همين ضرورت، ذات اقدس اله آن را كتابي عزيز و حكيم نازل فرموده تا هيچ بطلاني از درون و بيرون بر آن چيره نشود و نور هدايتي باشد كه براي هميشه پرفروع است و هرگز به خاموشي نمي‌گرايد و ذكر محفوظي براي فطرت الهي انسانها باشد و هميشه آنان را به سوي مبدأ و آفريدگار خود سوق دهد « فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ».[24]

[1] ـ سوره‌ي مائده، آيه‌ي 15؛ (آري،) از طرف خدا، نور و كتاب آشكاري به سوي شما آمد.
[2] ـ سوره‌ي صف، آيه‌ي 8.
[3] ـ سوره‌ي يونس، آيه‌ي 15.
[4] ـ سوره‌ي يونس، آيه‌ي 15.
[5] ـ سوره‌ي صف، آيه‌ي 8.
[6] ـ سوره‌ي توبه، آيه‌ي 32.
[7] ـ سوره‌ي انعام، آيه‌ي 18؛ اوست كه بر بندگان خود، قاهر و مسلّط است.
[8] ـ سوره‌ي تكوير، آيه‌ي 1.
[9] ـ سوره‌ي آل عمران، آيه‌ي 112؛ و پيامبران را به ناحق مي‌كشتند.
[10] ـ كلام حضرت زينب ـ سلام الله ـ در شام به يزيد (بحار، ج 45، ص 135).
[11] ـ سوره‌ي جن، آيات 27 و 28؛ و مراقبين از پيش رو و پشت‌سر براي آنها قرار مي‌دهد، تا بداند پيامبرانش رسالت‌هاي پروردگارشان را ابلاغ كرده‌اند؛ و او به آنچه نزد آنهاست احاطه داردو همه چيز را احصا كرده است.
[12] ـ سوره‌ي فجر، آيه‌ي 14؛ به يقين پروردگار تو در كمين‌گاه (ستمگران) است.
[13] ـ سوره‌ي جن، آيه‌ي 27؛ و مراقبيني از پيش‌رو و پشت‌رو براي آنها قرار مي‌دهد.
[14] ـ سوره‌ي توبه، آيه‌ي 33.
[15] ـ سوره‌ي سبأ، آيه‌ي 28؛ و ما تو را جز براي همة مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداش‌هاي الهي) بشارت دهي و (از عذاب الهي) بترساني.
[16] ـ سوره‌ي مدثر، آيه‌ي 31؛ هشدار و تذكري براي انسانها نيست.
[17] ـ سوره‌ي فرقان، آيه‌ي 1؛ تا بيم دهندة جهانيان باشد.
[18] ـ سوره‌ي حجر، آيه‌ي 9.
[19] ـ سوره‌ي حجر، آيه‌ي 6؛ و گفتند: اي كسي كه «ذكر» (قرآن) بر تو نازل شده، مسلماً تو ديوانه‌اي!
[20] ـ سوره‌ي مؤمنون، آيه‌ي 83؛ اين فقط افسانه‌هاي پيشينيان است.
[21] ـ سوره‌ي تكوير، آيه‌ي 22؛ و مصاحب شما (پيامبر) ديوانه نيست.
[22] ـ سوره‌ي قلم، آيات 1ـ6.
[23] ـ سوره‌ي بروج، آيات 21 و 22؛ (اين آيات، سحر و دروغ نيست) بلكه قرآنِ با عظمت است، كه در لوح محفوظ جاي دارد.
[24] ـ سوره‌ي ذاريات، آيه‌ي 50؛ پس به سوي خدا بگريزيد، كه من از سوي او براي شما بيم دهنده‌اي آشكارم

قرآن در قرآن- آيت الله جوادي آملي


روش تدريس بخش شناخت كتاب هاي آموزش قرآن دوره‌ي راهنمايي

1- قبل از آغاز تدريس بخش شناخت، دبير محترم در باره‌ي اهداف مباحث شناخت براي دانش آموزان توضيحات لازم را مي دهد تا آنان با اهداف و با فلسفه طرح مباحث مختلف شناخت آشنايي لازم را پيدا كنند.
2- دبير محترم روش تدريس بخش شناخت را براي دانش آموزان به طور مختصر مطرح كرده و سعي شود اين روش تا پايان سال تحصيلي رعايت شود.
3- در آغاز تدريس هر موضوع مربوط به شناخت، توضيحات مختصري از سوي دبير محترم براي دانش آموزان داده مي شود.
4- موضوع شناخت توسط يك نفر از دانش آموزان خوانده مي شود. ( سعي شود طوري برنامه ريزي شود كه دانش آموزان براي خواندن مباحث به طور تصادفي انتخاب شوند)
5- پس از خواندن موضع مي توان با دانش آموزان در باره‌ي آن از طريق طرح سؤالات واگرا به گفت و گو پرداخت و از طريق بارش فكري به سؤالات آنان پاسخ لازم را داد.
6- مي توان از دانش آموزان خواست در جهت تكميل مباحث شناخت تحقيقات دسته جمعي يا انفرادي انجام دهند و در فرصت هاي پيش آمده در كلاس در باره‌ي آن به گفت و گو بپردازند.
7- تشويق دانش آموزان به فعاليت هاي قرآني خارج از كلاس مي توان زمينه‌ي انس بيش ترآن ها را با قرآن كريم فراهم آورد.
8- براي فعاليت هاي خارج از كلاس دانش آموزان در باره‌ي موضوعات شناخت مي توان از 5 نمره فعاليت هاي خارج از كلاس نمره اي در نظر گرفت.
9- از مباحث شناخت در نوبت اول و دوم نبايد آزموني به عمل آيد.
10- در باره‌ي تصاوير موجود در كتاب براي دانش آموزان صحبت كنيد يه زمينه‌ي تحقيق را براي آنان فراهم كنيد.
11- دبير محترم حتماً در باره‌ي موضوعات شناخت مطالعات خارج از كتاب و تكميلي داشته باشد.


دلایل عدم تحریف قرآن

قرآن تنها کتاب آسمانی است ، که از دسترس اغیار به دور مانده ، و همانگونه که بر پیامبر اسلام (ص) نازل گردیده ، در اختیار انسانها قرار گرفته است ، بر خلاف کتب انجیل و تورات … که در طول زمان دچار تغییرات فراوان شده و گردآوران آنها بسیاری از مطالب را به آنها افزوده اند . و اما دلایل عدم تحریف قرآن عبارتند از :
1-آیه 9 از سوره حجر که می فرماید : « انّا نَحنُ نزَّلنا الذّکر و انّا لَهُ لَحافظُونَ »( ما این قرآن را که مایه تذکر است نازل کردیم و ما به طور قطع آن را حفظ خواهیم کرد.)
2- قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده ، قانون اساسی ، دستورالعمل زندگی ، برنامه حکومت و … پس روشن می شود که اصولا کم و زیاد در آن امکان نداشته است .
3- وجود حافظان قرآن یکی از دلایل دیگر عدم تحریف قرآن می باشد .که تعداد آنها خیلی زیاد بود.
4- وجود نویسندگان وحی ، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات قرآن بر پیامبر آیات را یادداشت می کردند ، که عدد آنها را چهارده تا چهل نفر گفته اند .
5- دعوت همه پیشوایان اسلام به قرآن موجود ، قابل توجه اینکه بررسی کلمات پیشوایان اسلام نشان می دهد که از همان آغاز اسلام همه یک زبان مردم را به تلاوت و بررسی و عمل به همین قرآن موجود دعوت می کردند و این خود نشان می دهد که این کتاب آسمانی به صورت یک مجموعه دست نخورده ، در همه قرون نخستین اسلام بوده است .
6- روایات ثقلین که با طرق معتبر و متعدد از پیامبر (ص) نقل شده ، خود دلیل دیگری بر اصالت قرآن و محفوظ بودن آن از هر گونه دگرگونی است ، زیرا طبق این روایت پیامبر (ص) می فرماید : « من از میان شما می روم و دو چیز گرانمایه برای شما به یادگار می گذارم : نخست قرآن و دیگری اهل بیت من است که اگر دست از دامن این دو برندارید هرگز گمراه نخواهید شد .»
7- علاوه بر همه اینها قرآن به عنوان یک معیار سنجش مطمئن اخبار صدق و کذب به مسلمانان معرفی شده است ، و در روایات زیادی که در منابع اسلامی آمده می خوانیم که اگر در صدق و کذب هر حدیثی شک کردید ، آن را به قرآن عرضه کنید . هر حدیثی موافق قرآن بود ، حق است و هر حدیث مخالف آن نادرست است .
حتی اگر فرضا تحریفی در قرآن حتی به صورت نقصان رخ داده بود ، هرگز ممکن نبود به عنوان معیار سنجش حق از باطل و حدیث درست از نادرست معرفی گردد .


روش تدریس قرآن سوم راهنمایی

به دنبال تغییر کتابهای قرآن کلاس اول و دوم امسال هم کتاب کلاس سوم تغییر کرد به این صورت که قرائت از کتاب مفاهیم جدا شده و به صورت یک مصحف 10 جزئی به دانش آموزان داده شد ( 10 جزء آخر) بنابراین در تاریخهای 27 تا 29 شهریور کلاسهای ضمن خدمت آن در شهرستان دیر برگزار شد و طی آن نکات آموزنده و خوبی درباره روش تدریس این کتاب ارائه شد که خلاصه ای از آن در زیر آورده شده:
در کتابهای جدید هدف انس دائمی دانش آموزان با قرآن کریم است بر اساس این روش سواد قرآنی یک نیاز همگانی است و برای همه افراد جامعه با هر وضع و اقلیمی سواد قرآنی نیاز است . و برای سواد قرآنی سه جزء اصلی در نظر گرفته شده که روخوانی یا خواندن قرآن در دوره ابتدایی صورت میگیرد روان خوانی و درک مفاهیم و عبارات ساده در دوره راهنمایی و تدبر در آیات در دوره متوسطه .
پس آموزش عمومی قرآن کریم منجر به سواد قرآنی خواهد شد رویکرد این برنامه انس با قرآن کریم است . یعنی روح حاکم و جهت گیری کلی برنامه از پیش دبستان تا پیش دانشگاهی فراهم آوردن زمینه های لازم برای دست یابی به انس با قرآن کریم است .
روش تدریس:
در دوره راهنمایی تدریس و تمرین روان خوانی مد نظر است ولی اگر دانش آموزی مرحله روخوانی را در دوره ابتدایی به خوبی فرانگرفته باشد باید در چند جلسه در این زمینه تمرین شود تا مهارت روخوانی او به زمینه مطلوب برسد .
قرائت 30 جزء کامل قرآن کریم به صورت ترتیل به همراه مصحف در اختیار دانش آموزان هر پایه قرار می گیرد که هر صفحه به صورت یک تراک تنظیم شده و استفاده از آن برای بچه ها بسیار راحت است و استماع آیات درس و هم خوانی و تکرار آیات به پیروی از قرائت موجود در لوح فشرده نقش بسزائی در قرائت دانش آموزان دارد .
برای هر جلسه آموزش قرآن در هر هفته 7 تا 10 صفحه از مصحف 10 جزئی در نظر گرفته شده است .
ابتدا دانش آموزان را به گروههای 2 یا 3 نفره تقسیم می کنیم مثلا در کلاس 30 نفری 10 گروه 3 نفره ، سپس برای هر گروه یک صفحه از این 10 صفحه در نظر میگیریم دانش آموزان در گروه به صورت گردشی هر کدام یک سطر می خوانند و هر جا اشکال داشته باشند دبیر رفع اشکال کرده و کلمات سخت تر را روی تابلو نوشته و به صورت بخش بخش روخوانی می کنند سپس از دانش آموزان هر گروه ( از قوی به ضعیف) خواسته می شود دو یا سه سطر از صفحه ای که تمرین کرده اند بخوانند بعد از آن دو یا سه صفحه از روی سی دی آموزشی دانش آموزان به قرائت گوش داده و در وقتهای باقیمانده به قسمت مفاهیم می پردازیم به این صورت که ابتدا دانش آموزان خود کار در کلاس را نوشته سپس جواب صحیح توسط گروهها و معلم داده می شود . در هر کدام از مراحل قرائت تشویق بسیار ضروری بوده اگر چه با کلمه کوتاه احسنت یا افرین باشد یا یک صلوات قرآنی خلاصه حتی اگر دانش اموز قرائت خوبی نداشته باشد باز هم این تشویقها باعث پیشرفت و دلگرمی او خواهد شد .
فعالیت های خارج از کلاس و کار در خانه :
1-تاکید شود که هر دانش آموز آیات درس را حداقل روزی یک صفحه برای اعضای خانواده خود بخواند .
2- برای دانش آموزان تاکید کنیم که روزانه آیات مورد نظر را همراه با لوح فشرده تمرین کنند .
3- دانش آموزان در حین تمرین کلمات مشکل را مشخص کرده و در کلاس از معلم خود سئوال کنند .
4- به دانش آموزان یادآوری کنیم که هر وقت قرآن می خوانند به معنای آیات و ترکیب ها دقت کنند .
5- دانش اموزان علاقمند می توانند بعضی از آیات را حفظ کنند .
6- بسیار مناسب است که دانش اموزان قرائت روزانه خود را ضبط کنند تا به ضعف و قدرت خود بیشتر پی ببرند .
7- دانش آموزان در صورت تمایل برخی از آیات پیام گونه درس را خوش نویسی و اطراف آن را تذهیب و نقاشی کنند .




  • تقویم شمسی

    اردیبهشت ۱۳۹۷
    ش ی د س چ پ ج
    « فروردین    
    ۱۲۳۴۵۶۷
    ۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
    ۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
    ۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
    ۲۹۳۰۳۱  
  • Copyright © 1996-2010 گروه آموزشی پیام های آسمانی دوره اول متوسطه. All rights reserved.
    iDream theme by Templates Next | Powered by WordPress